انديشه هاى فقهى- سياسى آيتاللّه العظمى گلپايگانى در عصر غيبت - امامى، محمدمهدى - الصفحة ٢٣٨ - رابطه دين و سياست
بحث ولايت فقيه و تشكيل نظام اسلامى را با توجه به مصلحت جامعه اسلامى و اجراى عدالت اجتماعى در سال ١٣٣١ ه ش برابر با ١٣٧٣ ه ق در حوزه علميه قم مطرح كردند، و اعتقاد داشتند كه فقها با توجه به مصلحت مردم و جامعه اسلامى با در نظر گرفتن احكام الهى، حق دخالت در امور اجتماعى و سياسى را دارند و اختيارات آنها منوط به مصلحت و ضرورت جامعه مىباشد تا آنجا كه نگارنده كتاب الهداية الى من له ولاية[١] معقتدند كه آيت اللّه العظمى گلپايگانى قدّس سرّه در چارچوب مصلحت دين اسلام و جامعه اسلامى معتقد به ولايت مطلقه فقيه بودهاند.
رابطه دين و سياست
دين عبارتست از مجموعه قوانين و دستوراتى كه توسط پيامبران الهى از طرف خداى بزرگ جهت اداره فرد و اجتماعى بيان مىشود و سياست به معناى مديريت و هدايت جامعه براساس قوانين الهى و دين اسلام مىباشد، بديهى است براى نيل به چنين هدف عالى برنامهاى جامع و كامل لازم است، زيرا هيچ سياستمدارى بدون
[١] آيت اللّه احمد صابرى همدانى، يكى از شاگردان آيت اللّه العظمى گلپايگانى قدّس سرّه كه تقريرات درس خارج فقه ولايت فقها را جمعآورى نمودهاند و به صورت يك كتاب به نام الهداية الى من له الولاية به چاپ رسانيدهاند.