انديشه هاى فقهى- سياسى آيتاللّه العظمى گلپايگانى در عصر غيبت - امامى، محمدمهدى - الصفحة ٢١٨ - ٧ - مواضع آيت الله العظمى گلپايگانى قدس سره از بحران ١٣٥٦ تا پيروزى انقلاب اسلامى
حقارت بخش دو هزار و پانصد سال پيش اقناع نمود ...
دوران حكومت فردى و استبدادى به پايان رسيده ...[١]»
در ادامه حوادث قم و تبريز را نشانه به حق بودن مردم ايران و تأسى آنها به ائمه اطهار عليهم السّلام در ظلم ستيزى مىدانند، ايشان به مناسبت چهلمين روز شهداى تبريز در اعلاميهاى حادثه خونين قم و تبريز را تسليت گفته و مىفرمايند:
«... تاريخ فراموش نمىكند- فاجعه قم و تبريز را- و پرونده آن مورد رسيدگى نسلهاى آينده قرار مىگيرد و درس عبرتى براى آنان خواهد بود، واقعه تبريز سند عينى و زنده درك و شعور و همبستگى ملت مسلمان با علماى اعلام و انزجار و تنفر از استكبار و استبداد است[٢]»
معظم له در نامهاى به علماى يزد اعمال رژيم را در كشتار مردم يزد محكوم مىكنند زيرا به دنبال اربعين شهداى تبريز روزهاى نهم و دهم فروردين ٥٧ حوادث تبريز در يزد نيز تكرار مىشود، روز ٢٩ ارديبهشت سال ٥٧ مصادف با ايام سوگوارى حضرت صديقه طاهره فاطمه زهرا عليها السّلام، مأموران رژيم پهلوى با بيرحمى تمام به منزل آيت اللّه العظمى گلپايگانى قدّس سرّه حمله مىكنند و با شكستن درب و
[١]- مركز اسناد انقلاب اسلامى، پيشين، ص ٤٣٢.
[٢]- همان، ص ٤٤٨.