انديشه هاى فقهى- سياسى آيتاللّه العظمى گلپايگانى در عصر غيبت - امامى، محمدمهدى - الصفحة ٥٦ - ٢) فقه سياسى به معناى خاص
يا ٢) جامعه و كليت افراد، و چه جامع و جامعيت و به تعبير خواجه نصير، هيأت جماعت و جمعى[١] يا ٣) هيچ كدام كه از بحث خارج است يا ٤) هركدام كه در آن صورت چگونه؟ خود اينها از مباحث اصلى اصالت فرد، جمع و جامعه كه از مباث اساسى و زير بنايى فلسفه عمومى انسانى، اجتماعى و سياسى و نيز در همين راستا فلسفه فقه و حقوق بوده و همچنان مىباشد، لكن بههرحال گستره جمع و جامعه و بر اين اساس و در اين قلمرو، عرصه كارآيى ملت، شريعت، دين و سياست و فقه سياسى در تعبير منطقى فارابى و در يك مشى تحليلى (تجربهاى- تركيبى) و با روش جزء به كل به تقسيم و به ترتيب ذيل بوده است.
الجمع ربّما كان «عشيرة» و ربّما كان «مدينة» او «صعقا» و ربّما كان «أمة عظيمة» و ربّما كان «أمما كثيرة»[٢]؛ جمع و جامع:
١- گاه در حد «عشيرة» قبيله، طايفه، قوم و گروه اجتماعى بوده.
٢- گاهى در حد «مدينه» شهر و شهرستان.
٣- گاه در حد «منطقه»، (استان، مملكت و ملت).
٤- گاهى در حد «ملت اعظم» (و بزرگى چون امت و جهان اسلام و بين الملل اسلامى).
[١]- ر. ك. خواجه نصير الدين، اخلاق ناصرى، تهران: انتشارات خوارزمى، ١٣٦٤، ص ٢٠٨.
[٢]- همان، ص ٤٣.