انديشه هاى فقهى- سياسى آيتاللّه العظمى گلپايگانى در عصر غيبت - امامى، محمدمهدى - الصفحة ٥٤ - ٢) فقه سياسى به معناى خاص
نيازمند «صناعت فقه» هستيم، فقه، صناعتى است كه انسان مىتواند به كمك آن و با استفاده از احكام موضوعه و مصرحه و اصول كلى به استخراج و استنباط حكم آنچه واضع شريعت آن را بيان نكرده است بپردازد، چنين انسانى كه اهل استنباط باشد و از فضايل دين نيز برخوردار باشد «فقيه» است[١]، اين مهم در عين حال بين جايگاه و احيانا پايگاه فقه در علم مدنى و سياسى و در كليت نظام علمى و عينى، موجوديت و حيات سياسى جامعه انسانى و مدنى است، از نظر امثال فارابى، خواجه و ملاصدرا، شريعت، نظام فقهى و قانونى و حدود احكام فقهى، اساس، بنياد و لازمه هستى، روابط و نظام جمعى و جامعه مدنى است اعم از: ١- وجود و ايجاد ٢- بقا و دوام ٣- تكامل و تعالى عمومى و حتى فردى مىباشد، كما اينكه حتى در رساله «زيتون الكبير» تصريح و تأكيد مىكند كه شرع، بقاء نظام كلى فى العالم است[٢] تا چه رسد به آثارى همچون سياست مدنيه و آراى اهل مدنيه و به ويژه كتاب المله، بنابراين از ديدگاه فارابى، دين، شريعت، ملت، همان مكتب و آئين سياسى متشكل از منظومه آرا و افعالى است كه يك ملت (جامعه سياسى) آنها را به منظور همگرايى، هماهنگى، همكارى و از اين فراتر به منظور همفكرى، همدلى و
[١]- عليرضا صدرا، پيشين، ص ٣٨.
[٢]- ابو نصر محمد فارابى، زيتون الكبير، تهران:؟،؟، ص ٨.