انديشه هاى فقهى- سياسى آيتاللّه العظمى گلپايگانى در عصر غيبت - امامى، محمدمهدى - الصفحة ٢٣ - ابو نصر فارابى(٢٥٥ - ٣٣٩ ه ق) نخستين انديشمند اسلامى است
ابن سينا، علمى مدنى است، اما برخلاف سياست مدن، كه علمى معطوف به كليات آراء افعال مشترك بين شهرها و امتها است، فقه ويژه عقل عملى در جوامع دينى و مدن متشرع، در شرايط فقدان يا غياب پيامبر صلّى اللّه عليه و اله و ائمه ابرار عليهم السّلام است[١]، وى در سه اثر مهم خود به بحث از علم مدنى و حكمت عملى پرداخته است، در «التنبيه على سبيل السعادة»، علم را به نظرى و عملى و سپس فلسفه عملى را به اخلاق و سياست تقسيم كرده و دركى مدنى از اخلاق ارائه مىدهد، او در اين كتاب بر علم مدنى به معناى خاص كه جزئى از فلسفه عملى است، نظر دارد، فارابى از يك سو فلسفه سياسى (علم مدنى خاص) را در استقلال حكمت عملى طرح مىكند و از سوى ديگر، دانش غير فلسفى نظير فقه و كلام را زير مجموعه (علم مدنى عام) قرار مىدهد، فارابى به اين ترتيب بر يكى از مهمترين مختصات دانش سياسى در تمدن اسلامى پاى فشرده و با خارج كردن علم سياست از قلمرو انحصارى فيلسوفان بر خصلت سياسى فقه و كلام اسلام، آنچنانكه در قرن چهارم رواج داشت تأكيد نمود[٢]، فارابى به طور كلى شرع را قرينه عقل و دين را شبيه فلسفه مىداند و با نظر به اينكه، شريعت، ملت و دين، اسمهاى مترادفند، ملت را مركب از دو جزء آراء و افعال دانسته و سپس به مقايسه ملت و فلسفه مىپردازد، «پس ملت فاضله شبيه
[١]- فارابى، الملة و نصوص اخرى، تحقيق محسن مهدى، بيروت: دار المشرق، ١٩٦٨، ص ٥.
[٢]- همان، ص ٦٤.