انديشه هاى فقهى- سياسى آيتاللّه العظمى گلپايگانى در عصر غيبت - امامى، محمدمهدى - الصفحة ٤٥ - ٢ - تعريف سياست از ديدگاه انديشمندان مسلمان
١) امورى كه با تسامح مىتوان آنها را اساس خير نامحدود، مانند فضيليت و نيكوكارى كه انسان را به منزل سعادت حقيقى مىرساند، دانست ٢) امورى كه اساس خير محدود قرار گرفتهاند مانند ثروت، عزت، لذتجويى كه انسان با رسيدن به آنها احساس مىكند به سعادت دست يافته است، لكن به عقيده فارابى اين نوع سعادت ظنى و وهمى است، تأكيد وى بيشتر بر خير نامحدود و فضيلت واقعى است. طريقه اشاعه فضيلت در انسان را فرهنگسازى توسط انجام افعال و سنن فاضله در شهرها و امتها مىداند به نحوى كه همه ساكنان شهر، آنها را مشتركا به كار بندند، ترويج فضيلت امكان پذيرفت نيست مگر به وسيله حاكميت و حكومتى كه خودش به واسطه نيروى خدمت و فضيلت بر سر كار آمده است و مردم هم آن را بپذيرند، اين خدمت همان فرمانروايى است و «حاصل چنين خدمتى را سياست» گويند[١].
ابو حامد غزالى، با توجه به اينكه دنيا را مزرعه آخرت مىداند، سياست را به اصلاح خلق، هدايت و انتقال بشر به آخرت تعريف مىكند و براى آن چهار مرتبه ترسيم مىنمايد:
١) سياست انبياء، كه انبياء را پيامآوران الهى و هاديان خلق،
[١]- ابو نصر فارابى، آراء اهل المدينه الفاضله در تاريخ تمدن اسلام، على اصغر حلبى، تهران:
؟، ١٣٦٦، صص ٤٣٤- ٤٣٧.