منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ٤١ - فصل ٣ در اينكه خداوند در هر چيز به كم اكتفاء كرد و حد براى آن معين فرموده است مگر در ذكر و دعا، و در آن چهار تبصره است
اعتبارى نيست چنان كه گويى «هذا المتاع لزيد» بلكه لام نسبت حقيقى مانند لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ* است، فافهم.
البتّه در حضور آن بزرگان در چندين روايت تصريح شده است كه به تمثّل است ولى مىتوان گفت كه: تمثّل براى اكثرى مردم است، و اوحدى از مردم را حضور آنان فوق تمثّل مىباشد، تا جانت در چه پايه باشد، اگر مثالى باشد در مثال خود مىبيند، و اگر عقلى باشد ادراك عقلى دارد، فتدبّر ترشد ان شاء اللَّه تعالى.
و رواياتى كه تمثّل و حضور رسول و ائمّه : در آنها آمده است گاهى پنج تن اصحاب كساء را اسم مىبرد چنان كه در «بحار» از «محاسن» به اسنادش از امام صادق ٧ روايت كرده است كه ....
و يقال أمامك رسول اللَّه و علىّ و فاطمة :
. و در روايت بعدش دارد كه:
أمّا فاطمة فلا تذكرها
(ج ٣ ط ١ ص ١٤٢).
پس آنكه در روايات ديگر حضرت فاطمه- سلام اللَّه عليها- اسم برده نشد، وجه آن از اين روايت معلوم شده است، و سرّ آن شايد اين باشد كه علاوه بر اينكه بايد مقام و عصمت زن محفوظ باشد و در زبان نيفتد، مبادا مقدّس متقشّفى تفوّه كند كه چگونه هر كسى او را رؤيت مىكند و حال اينكه نامحرم است؟ و اللَّه تعالى أعلم.
به موضوع بحث كه ذكر و دوام آن بود باز گشت كنيم:
شايسته است كه به چند حديث از غرر احاديث و در كلمات اهل بيت عصمت و وحى در فضيلت ذكر و حثّ به دوام آن تبرّك جوييم به رجاء آنكه نفس مستعدّى از آن توشه بردارد و بهرهاى عائد ما گردد. پيش از نقل احاديث گوييم كه: همّت در استقامت بايد نه قناعت به حال فقط كه اصحاب حال ممكن است اهل قيل و قال شوند امّا شهود طلعت سعادت و اعتلاى به جنّت قرب و مكاشفات انسانى اهل همّت راست.
خداوند سبحان فرمود: إِنَّ الَّذِينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ (فصلت: ٣١) وَ أَنْ لَوِ اسْتَقامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْناهُمْ ماءً غَدَقاً (جن: ١٧). ماء غدق يعنى آب بسيار. و به روايت «مجمع البيان» امام صادق ٧ آن را