منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ٤٠ - فصل ٣ در اينكه خداوند در هر چيز به كم اكتفاء كرد و حد براى آن معين فرموده است مگر در ذكر و دعا، و در آن چهار تبصره است
ذكر هم مطابق تقلّب قلب در اشخاص يا در يك شخص مطابق احوال و اوقات وى مختلف است كه مطابق دولت ذكر و توجّه قلبى الفاظ مناسب آن چون كلمه طيّبه لا اله الّا اللَّه و يا اللَّه و يا حىّ يا قيّوم و نحو آنها مسموع مىگردد.
و در اين اطوار قلبى گاهى تمثّلهايى نيز پيش مىآيد بلكه اشرف از تمثّل، كشفهاى بىمثالى روى مىآورد:
|
صعود برزخى چون گشت حاصل |
بيابى بس تمثّلهاى كامل |
|
|
مثالى همنشين و همدم تو |
فزايد نور و بزدايد غم تو |
|
|
چو سرّ سالك آيد در تمثّل |
تمثّلهاست در دور و تسلسل |
|
|
كه تا كم كم ز لطف لا يزالى |
بيابى كشفهاى بىمثالى |
|
|
چو دادى تار و پودت را به تاراج |
عروج احمدى يابى به معراج |
|
چون سخن از تمثّل پيش آمد گوييم: همه تمثّلها از ادراكات انسان است و در صقع ذات او مثال تمثّل مىيابد. و چون آن را در چندين نكته «هزار و يك نكته» بيان كردهايم و بسيارى از اشارات لطيف كه در عداد اسرار و رموز معارف است در آن آوردهايم در اينجا به ذكر همين مطلب شريف ناگفته اكتفا مىكنيم و آن اينكه:
در روايات عديده آمده است كه پيغمبر اكرم و ائمّه اطهار و نيز حضرت سيّده نساء عالمين صدّيقه طاهره- سلام اللَّه عليهم اجمعين- در وقت احتضار مؤمن براى او حاضر مىشوند. اين حضور همان تمثّل است كه بر اثر حصول انصراف تامّ از اين نشأه براى شخص حاصل مىشود كه صور بذر معارف و عقائد حقّه او و نتيجه اعمال وى مىباشند. و اگر در غير زمان احتضار چنين انصراف دست دهد تمثّلهايى روى مىآورند نظير فتمثّل لها بشرا سويّا، چون ملاك همان تمثّل است چنان كه در كلام الهى تمثّل به حكم كلمه «فا» متفرّع بر افعال قبل است كه إِذِ انْتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِها مَكاناً شَرْقِيًّا* فَاتَّخَذَتْ مِنْ دُونِهِمْ حِجاباً فَأَرْسَلْنا إِلَيْها رُوحَنا، و بعد از آن فرمود: فَتَمَثَّلَ لَها بَشَراً سَوِيًّا، فتبصّر. در لام «لها» هم دقّت و تدبّر بسزا لازم است كه لام اضافه