منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ٣٧ - فصل ٣ در اينكه خداوند در هر چيز به كم اكتفاء كرد و حد براى آن معين فرموده است مگر در ذكر و دعا، و در آن چهار تبصره است
مصدر دوم باب مفاعله است كه از دو طرف است پس فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ جزاء وفاق است.
اين تبصره خلاصهاى از سؤال يك صد و بيست و نهم باب هفتاد و سوم «فتوحات مكّيّه» و فص محمّدى «فصوص الحكم» است.
واقعهاى شيرين اينكه: يكى از اهل ولاء كه با هم موالات داشتيم در مراقبتى به لقاء
من رآنى فقد رآنى فانّ الشّيطان لا يتمثّل بي
تشرف حاصل كرده است از آن حضرت ٦ ذكر خواست، فرمود: من به شما ذكر سكوت مىدهم.
و نيز واقعهاى شگفت براى راقم پيش آمده است كه آن را در «دفتر دل» چنين ثبت كرده است:
|
شبى در را به روى خويش بستم |
به كنج خانه در حيرت نشستم |
|
|
فرو رفتم در آغاز و در انجام |
كه تا از خود شدم آرام و آرام |
|
|
بديدم با نخ و سوزن لبانم |
همى دوزند و سوزد جسم و جانم |
|
|
بگفتند اين بود كيفر مر آن را |
رها سازد به گفتارش زبان را |
|
|
چو اندر اختيار تو زبانت |
نمىباشد بدوزند اين لبانت |
|
|
از آن حالت چنان بىتاب گشتم |
كه گويى گويى از سيماب گشتم |
|
|
ز حال خويش ديدم دوزخى را |
چشيدم من عذاب برزخى را |
|
فصّ يونسى «فصوص الحكم» در ذكر و ادب مع اللَّه است كه سبب اختصاص فصّ بدان همان ذكر يونسى است. و در اين فص و شروح آن حقايقى در ذكر است، و اين كمترين را نيز در اين مقام در شرح بر آن مطالب نفيس است. شيخ در فضيلت و اسرار ذكر لطائفى دارد از آن جمله گويد:
«و ما أحسن ما
قال رسول اللَّه ٦: الا انبّئكم بما هو خير لكم و افضل من أن تلقوا عدوّكم فتضربوا رقابهم و يضرب رقابكم؟ ذكر اللَّه.
و ذلك أنّه لا يعلم قدر هذه النّشأة الانسانيّة الّا من ذكر اللَّه الذكر المطلوب منه فانّه تعالى جليس من ذكره، و الجليس مشهود الذاكر، و متى لم يشاهد الذاكر الحقّ الّذى جليسه فليس بذاكر». (ص ٣٨٣ ط ١)