سلوك عرفانى در سيره اهل بيت - البحرانى، الشیخ حسين؛ مترجم علی شیروانی - الصفحة ٩٣ - راز خويش باكس مگو
آرى، كسىكه به صفات منسوب به خداوند آراسته شود سزاوار سكونت در خانه منسوب به او مىباشد و چون اولياء خداوند همسايگان او در آن خانه هستند، بر او لازم دانست كه به صفات ايشان متصف گردد؛ و در اين هنگام است كه خداوند جان او را كه با اتصاف به آن صفات پاك و پاكيزه، طيب و طاهر گشته است، مخاطب قرار داده و مىفرمايد:
يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً فَادْخُلِي فِي عِبادِي وَ ادْخُلِي جَنَّتِي.[١]
اين صفات فراوانند، اما امام ٧ از ميان آنها سه صفت را به دليل اهميت، برگزيد و ايمان را منوط به آن دانست.
[راز خويش باكس مگو]
نخستين صفت آن است كه شخص راز خويش را پنهان دارد. و توضيحش آن است كه: مردم نوعا ناقص بوده و به كمال نرسيدهاند، و در عين حال حسن و زيبايى و شرافت صفات كمال معلوم است [و همگان به آن اذعان دارند] به طورىكه آرزوى اتصاف خود به آن صفات را دارند، ولى به خاطر ناسازگار بودن آن صفات با هواهاى نفسانى و نداشتن همت جهاد با نفس، از دستيابى به آن صفات باز مىمانند، و اگر كسى را ببينند كه عزم و اراده
[١] - فجر/ ٢٧- ٣٠: اى جان آرام و مطمئن! امروز به حضور پروردگارت باز آى كه تو خشنود[ از او] و[ او نيز] از تو خشنود است. باز آى و در صف بندگان من درآى و در بهشت من داخل شو.