سلوك عرفانى در سيره اهل بيت - البحرانى، الشیخ حسين؛ مترجم علی شیروانی - الصفحة ٥٢ - از خدا به خدا پناه بريد
وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ.[١] و بترس از اينكه شيطانى در شكل آدمى باشى، كه اگر چنين باشى، خود را از لطف و رحمت خاص الهى محروم كرده، عالمى را با فساد خويش فاسد نمودهاى، و دلهاى پيامبران و فرستادگان حق، و فرشتگان مقرّب، و تمام اهل آسمانها و زمين را مكدر ساختهاى؛ و زمين از اينكه بر آن قدم گذارى و آسمان از اينكه زير سايهاش قرار گيرى، به ناله و فغان در آيند. در روايات داريم: «زمين از بول كسىكه ختنه نكرده است چهل روز به خداوند [شكوه مىكند و] ضجّه مىزند». در حالىكه يك عمل مكروه بيش نيست.
[از خدا به خدا پناه بريد]
خلاصه، اى بنده بىنوا! تو به نبرد باخدا رفتهاى و هر آنچه ملك خداست دشمن تو است. پس به كجا خواهى گريخت، حال آنكه همه مخلوقها از خداوند رخصت انتقام از تو را مىطلبند؛ و تو كه بندهاى ناتوان و حقيرى چگونه در برابر تمام آنها خواهى ايستاد؛ و چه كسى تو را پناه مىدهد، در حالىكه به نبرد و مبارزه با او درآمدهاى؟
پس گريزى نيست مگر به سوى خودش:
فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ إِنِّي لَكُمْ مِنْهُ نَذِيرٌ مُبِينٌ.[٢] هركه از كسى بترسد «از او» مىگريزد، مگر آنكس كه خوف خدا را در دل دارد كه «به سوى او» مىگريزد. پس
[١] - رعد/ ٣٩. خدا هرچه بخواهد محو يا اثبات مىكند و ام الكتاب نزد اوست.
[٢] - ذاريات/ ٥٠: پس به سوى خداوند بگريزيد. من شما را از جانب او بيم دهندهاى آشكارم.