سلوك عرفانى در سيره اهل بيت - البحرانى، الشیخ حسين؛ مترجم علی شیروانی - الصفحة ٣٨ - خداوند حسن ظن به خود را مىپذيرد حتى اگر مدعى كاذب باشد
را [در محكمه عدل الهى] حاضر كرده امر مىشود كه او را به دوزخ برند. آنگاه بنده به سوى خدا متوجه مىگردد.
خداى متعال مىفرمايد: او را بازگردانيد. سپس به او خطاب مىگردد: بنده من! از چه روى به من توجه نمودى؟ او مىگويد: پروردگارا! چنين گمانى نسبت به تو نداشتم. خداوند- جل جلاله- مىفرمايد: گمان تو چه بود؟ انسان گناهكار مىگويد: مىپنداشتم كه مرا مىبخشى و به واسطه رحمتت در بهشت خويش مأوايم مىدهى. آنگاه خداى متعال مىفرمايد:
اى فرشتگان من! سوگند به عزت و جلالم و قسم به نعمتها و آزمايشها و مكانت بلند و والاى خويش كه او هرگز به من گمان خيرى نداشت؛ و اگر ساعتى به من گمان خيرى داشت؛ او را از آتش نمىترساندم، دروغ او را بپذيريد و او را وارد بهشت گردانيد.
در اين حديث دقت نما، كه آنچه را به وصف نايد خواهى يافت. باتوجه به اين حديث شريف و ملاحظه نظاير آن، اين معنا قوت مىيابد كه گمانها و آرزوهايى كه به نعمتها و مواهب الهى داريم، در حسن ظن به خداوند مندرج است، زيرا اگر هم واقعا مصداق آن نباشد، مىتواند از افراد مجازى آن بشمار آيد؛ و دانستى كه خداوند آنرا پذيرفته، با آن معامله افراد حقيقى را خواهد نمود، و حكم خدا در دنيا و آخرت يكى است، [چنانكه در قرآن كريم مىفرمايد:] ما تَرى