سلوك عرفانى در سيره اهل بيت - البحرانى، الشیخ حسين؛ مترجم علی شیروانی - الصفحة ١٣٨ - شيرينى ايمان را كسانى مىچشند كه اهل توكل، تفويض و تسليم باشند
آنان براى نزديكى به توست كه اشكهايشان را جارى مىبينى، و چقدر نيكوست تقرب به خداوند.
از آنجا كه ايمان، كه در مقايسه با اسلام در درجه بالاترى است، منوط به تحصيل اين مقامات مىباشد و بستگى به آنها دارد، اعراب در ادعاى ايمان صادق نبودند، چنانكه خداوند فرمود:
قالَتِ الْأَعْرابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا وَ لَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمانُ فِي قُلُوبِكُمْ.[١]
چقدر شرمنده و رسوا خواهد بود كسىكه ادعاى ايمانش در روز جزا تكذيب شود، در حالىكه در دنيا مؤمن خوانده مىشد و به گمان خويش از مؤمنين بوده است، و براستى سزاوار اين شعر خواهد بود كه:
|
كذبتك نفسك لست من اهل الهوى |
للعاشقين علائم، و دلائل |
|
نفس تو به تو دروغ گفته است، تو از شيفتگان نيستى، چرا كه عاشقان را نشانهها و علائمى است.
اى كاش اين هشدار نيز ما را بيدار مىكرد كه:
|
اذا كنت تهوى القوم فاسلك طريقهم |
فما وصلوا إلّا بقطع العلائق |
|
[١] - حجرات/ ١٤: اعراب گفتند ما ايمان آورديم، به آنها بگو شما ايمان نياوردهايد، ليكن بگوييد ما اسلام آورديم. و هنوز ايمان در دلهاى شما وارد نشده است.