سلوك عرفانى در سيره اهل بيت - البحرانى، الشیخ حسين؛ مترجم علی شیروانی - الصفحة ١٠٠ - تأثير نيكوى نرمى و مدارا در هدايت مردم
سازگارى و نه سازشكارى
بسيارى از جاهلان مقام مدارا و سازگارى با مردم را، با مقام مداهنه و سازشكارى با ايشان، مىآميزند و ميان آن دو خلط مىكنند و پندارند كه سازگارى با مردم كه بدان امر شده همان مداهنه است؛ حال آنكه فرق روشنى ميان آندو است، مداهنه و سازشكارى كه از آن نكوهش شده آن است كه شخص به طمع داراييهاى مردم با آنان بر سر تحسين زشتيها، و يا ترك انكار آن، توافق نمايد، [و لغزشهاى مردم را به هيچ انگارد و در برابر هر امر ناروايى خاموش ماند] تا به اين وسيله به بهرهها و منافع دنيايى ايشان دست يابد و يا دلهاى ايشان را مجذوب خود سازد، بدون اينكه در نظر داشته باشد كه مفسدهاى را دفع كند.
[تأثير نيكوى نرمى و مدارا در هدايت مردم]
از جمله رواياتى كه دلالت دارد بر اينكه نرمى و مدارا امرى است نيكو و به هر خيرى مىانجامد، روايت مشهور مربوط به آن مرد شامى است كه در حالىكه امام سجاد ٧ را به سوى يزيد ملعون مىبردند، سخنانى ناروا بر زبان آورده به آن حضرت گفت: «ستايش خداوند را سزد كه شما را كشت، و پرده از دروغ بودن داستان شما بر گرفت، و مردم را از شما راحت ساخت». وقتى سخنانش به پايان رسيد، امام ٧ خطاب به او فرمود: