شرح دعاى صباح - آقا نجفى قوچانى - الصفحة ٧٠ - بيان اجمالى في حسب المصطفوى
إلهى هذه ازمّة نفسي قد عقلتها بعقال مشيّتك.
ازمّه جمع زمام به معنى افسار است و جمعيّته به اعتبار اختلاف و تشتّت هواهاى نفسى است و اثبات زمام از براى نفس استعاره تخييليّه[١] است. عقل به معنى بستن است، عقال ريسمانى است كه به زانوى شترى بندند و اضافه او به مشيّت از قبيل اضافه صفت به موصوف است مثل لجين الماء.
يعنى: بار خدايا اين افسارهاى نفس من است كه بستم آنها را به مشيّت و خواست تو و قرار دادم خواست تو را به منزله زانوبند نفس خودم و اين كلام كنايه [١] است از رضا و تسليم و انقياد از براى خواست او. بدان كه مشيّت و اراده يك چيز است و گاهى فرق گذاشته مىشود بين اين دو به دو اعتبار: يكى آنكه مشيّت گفته مىشود نسبت به شيئيّت شيئى و اراده گفته مىشود نسبت به وجود شيئى و ديگر آن كه مشيّت كلّى است مثل اينكه اراده حج رفتن مشيّت است و اراده منازل مخصوصه و قدمهاى مخصوص را اراده گويند و از اين جهت گاهى يكى در مقابل ديگرى ذكر مىشود.
كما ورد إنه علم و شاء و اراده، [٢] با آنكه همه عين ذاتند و ذات واحد و بسيط است و امّا تحقيق آنكه اراده چطور عين ذات است، با خلاف بعض كمّلين [٣] و صريح بعض اخبار بر حدوث اراده اين مختصر را گنجايش و محلّ آن نيست.
و هذا [٤] أعباء ذنوبى قد درأتها برأفتك و رحمتك.
اعباء جمع عبأ، بالكسر به معنى حمل و سنگينى، درأ به معنى دفع كردن و رأفت ارّق از
______________________________ [١] در اينجا مشيّت (مستعار له) به شتر (مستعار منه) تشبيه شده و عقال (لفظ مستعار) كه از لوازم شتر است، براى مشيّت اثبات گرديده است. بنابراين استعاره از نظر طرفين، استعاره بالكنايه است و همچنين به خاطر اثبات يكى از لوازم مستعار منه براى مستعار له، تخييليّه مىباشد.
[٢] در روايات گاهى چنين آمده است: خداوند از فلان چيز آگاه بوده و مشيّتش بدان تعلّق گرفته و آن را اراده فرموده است.
[٣] كمّلين جمع كمّل بر وزن فعّل از اوزان صيغه مبالغه، يعنى افراد بسيار كامل و نخبگان از فلاسفه و دانشمندان.
[٤] در مفاتيح الجنان «هذه» ضبط شده و طبق قاعده نيز چون مشار إليها مؤنّث است، بايد هذه باشد.
[١] - به پاورقى شماره ٢، صفحه ١٤ مراجعه شود.