شرح دعاى صباح - آقا نجفى قوچانى - الصفحة ٧١ - بيان اجمالى في حسب المصطفوى
رحمت است.
يعنى: و اين بارهاى سنگين گناهان من است كه دفع كردم آنها را به واسطه مهربانى و رحمت تو.
و هذه أهوائى المضلّة وكلتها إلى جناب لطفك.[١] اهواء به قرينه توصيف او به مضلّة وساوس شيطانى است كه داعى به مخالفت حق شود نه هواجس نفسانيّه است كه در آنها حظوظ نفس است.
يعنى: اين هواهاى نفس من كه گمراه كننده است واگذار نمودم آنها را به جناب لطف تو و مقصود از اين كلام اعتصام به حول و قوّه الهى است.
فاجعل اللّهمّ صباحى هذا نازلا بضياء الهدى و السّلامة في الدّين و الدّنيا، فاجعل.
تفريع است بر فقرات سابقه، صباحى مفعول و هذا بدل از اوست نازلا علىّ مفعول ثانى، اجعل بضياء، با از براى مصاحبه است و الدّين في الاصل به معنى جزا است و در اينجا مراد سبب جزا [١] است كه ايمان و اطاعت باشد، دنيا مؤنّث أدنى است كه مشتق از دنوّ به معنى نزديكى است چو او به انسان حىّ نزديكتر از آخرت است يا مشتق از دنائة به معنى پستى است و پر واضح است كه دنيا پستترين عوالم است و مراد از دنيا در اينجا حيات طبيعيّه است.
يعنى: پس قرار بده بار الها صبح مرا همين صبح حاضر نازل شونده بر من با ضياء و روشنى هدايت چنانچه نازل است ضياء شمس براى هدايت طرق، طرق و شوارع و با سلامتى در دين و ايمان و سلامتى حيات دنيوى.
و مسائى جنة من كيد العدى[٢] و وقاية من مرديات الهوى.
عطف است بر صباحى، جنّة به ضمّ ميم به معنى مكر و خدعه، عدى جمع عدو و
______________________________ [١] از باب علاقه سبب و مسبّب، به مجاز (ايمان و اطاعت) را كه سبب است اراده كرده و (دين) را كه مسبّب است، آورده است.
[١] - در مفاتيح پس از« لطفك» و رأفتك آمده چنانكه در جمله قبل به جاى« برأفتك» بعفوك آمده است.
[٢] - در مفاتيح از بعضى نسخ( الأعداء) نقل شده است.