شرح دعاى صباح - آقا نجفى قوچانى - الصفحة ٥١ - بيان اجمالى في حسب المصطفوى

است نسبت به عطيّات لاحقه و كمالات ثانويّه، پس قول به اين كه و او حق [١] را قابليّت شرط هست يا شرط نيست، هر يك به وجهى صحيح خواهد بود.

و ان اسلمتنى اناتك لقائد الأمل و المنى فمن المقيل عثراتى من كبوات الهوى.

اسلم به معنى واگذاردن و اسناد او به إنات اسناد مجازى [٢] است چون فاعل حقيقى خداست و او مفعول له است و إنات، به معنى حلم و وقار است، قائده كشاننده حيوان است از جلو كما آن كه سايق راننده آن است از عقب، و اضافه او به أمل بيانيّه است و أمل و منى هر دو به معنى آرزو است، فمن استفهام انكارى است و مبتدا، و المقيل خبر است و جمله شرط است، عثرات جمع عثرة به معنى لغزش است و مفعول مقيل است. من كبوات، بيان عثرات است و جمع كبوة است، به معنى به رو در افتادن است و اضافه او به هوى به تقدير من است و هوى شهوت نفس است و در اسناد اسلمتنى به انات اشعار است به اينكه باريتعالى مستغنى است از اطاعت بندگان و از اطاعت نفعى به او نرسد كما آن كه از معصيت ضررى به او عايد نگردد، چنانچه واضح است اين مطلب به براهين عقليّه و نقليّه و اين فقره و فقره ما بعد احتجاج وارى است از براى ادّب اللّهمّ نزق إلى آخر، چنانچه فقره سابقه استدلال مانندى بود براى و افتح اللّهمّ لنا مصاريع إلى آخر، پس غفلت نشود از ارتباط و كيفيت تناسب اين فقرات و سوز و گداز و لابه و تذلّلى كه از اين فقرات هويداست، چون امثال اين معانى مثل ملاحت ذوقى است، بيانى نيست، فتدبر في دعائك ايها الداعى ان الدعا حال لا مقال. [٣] يعنى: اى خداى من اگر به زمام قناعت مرا به سوى خود نكشى و واگذارد اين وقار و استغناء تو مرا با نفس امّاره كه او قائد من شود به واسطه رجاء و آرزويى كه در امور دنيويّه دارد و ببرد مراد در بيراهه و خارج كند از شاهراه هدايت كه لازمه اين افتادن در خطا و معاصى است كه مثل پستى و بلنديها بيراهه مى‌ماند، پس كيست كه ازاله كند لغزشهاى مرا

______________________________ [١] احتمال دارد عبارت (راه حق) باشد اگر نه بى‌مفهوم است.

[٢] اسناد فعل به فاعل غير حقيقى (مجازى) را مجاز عقلى گويند.

[٣] يعنى: اى كسى كه از خدا درخواست دارى و دعا مى‌كنى! دقّت كن كه دعا حال است نه مقال!