پنج رساله اعتقادى - الخواجة نصير الدين الطوسي؛ العلامة الحلي؛ الشيخ البهائي؛ عزّالدين الآملي - الصفحة ٥٦٨ - ركن چهارم در بيان امامت

عسكرى خوانند، و چون مدت حسن تمام شود به جاى او بنشيند پسر وى، خلف حجّت، و غائب شود از امّت.

پس جندب گفت: يا رسول الله ما يافتيم اين اوصياء را در توراة و حضرت موسى ٧ بشارت داد ما را به تو و اوصياى تو از فرزندان تو.

و آيات در اين باب بسيار است از طريق موافق و مخالف، و اين رساله را محلّ ذكر اين نيست.

فامّا نصّ هريك از ائمه اثنا عشر بر امامت ديگر كه بعد از او خواست بودن، مذكور است در روايات به تفصيل، و حاصل آن روايات مجملا آن است كه هر امام از ائمه اثنى عشر ٧ در محل وفات، فرزندان و خويشان و أصحاب و شيعه‌هاى خود را مى‌طلبيدند و چون همه جمع مى‌شدند به حضور ايشان نصّ مى‌كردند بر آن كسى كه بعد از او امام خواست بودن، و آن جماعت را گواه مى‌گرفتند بر آن، و اين رساله را محل ذكر اين روايات نيست.

دليل ديگر آنكه هريك از ايشان أفضل أهل زمان خود بودند، و هركه أفضل باشد امامت حقّ او باشد، پس امامت حقّ ايشان باشد. و ظاهر است كه زمانه از امام خالى نبوده است.

دليل ديگر آنكه هريك از ايشان دعوى امامت كردند، و معجز بر طبق دعوى خود نمودند، و هركه دعوى امامت كند و بر طبق دعوى معجز نمايد امام باشد، پس ايشان امام باشند، و دعوى امامت و معجزات ايشان در كتب مطولات مذكور است.

[٤٢] مسأله: حضرت صاحب الزمان زنده است و باقى است و خواهد بود تا يك مكلف بر روى زمين خواهد بود، زيرا كه وجود امام لطف است، و لطف واجب است بر خداى تعالى در همه زمان، و غير از آن حضرت امام ديگر نيست و بر حقّ آمده بود.

ديگر آنكه حضرت پيغمبر- ٦- و ائمه خبر داده‌اند به وجود و بقاى او تا به انتهاى زمان تكليف، و خبر ايشان حقّ است، پس لازم باشد بقاى وى، و درازى عمر آن حضرت محال و مستبعد نيست زيرا كه كسان بسيار بوده‌اند و اكنون هستند كه عمر ايشان از عمر آن حضرت درازتر است مثل حضرت نوح، و عيسى، و خضر، و الياس، و لقمان چنانكه در بعضى روايات آمده كه لقمان چهار هزار سال زيست، و در بعضى روايات بيشتر و در بعضى روايات سه هزار سال.

ديگر آنكه درازى عمر ممكن است، و خداى تعالى قادر است بر همه ممكنات، و أحاديث و أخبار متواتر وارد است بر درازى عمر آن حضرت، پس واجب است كه واقع شود.

و سبب غائب بودن آن حضرت از قبل آن حضرت نيز نيست زيرا كه معصوم است، بلكه‌