پنج رساله اعتقادى - الخواجة نصير الدين الطوسي؛ العلامة الحلي؛ الشيخ البهائي؛ عزّالدين الآملي - الصفحة ٥٦٦ - ركن چهارم در بيان امامت

نمى‌فهميدند، چون فارغ شد حضرت أمير جواب وى گفت و كس نفهميد كه چه گفت، پس اژدها ناپديد شد و هيچ كس ندانست كه كجا رفت، آنگه حضرت أمير بر سر خطبه رفت و خطبه را تمام كرد، و چون از منبر فرود آمد از حال اژدها پرسيدند؟

فرمود: كه يكى از حاكمان جنّ بود مسأله بر وى مشكل شده بود از من پرسيد، از براى وى بيان كردم و بازگشت.

ديگر از جمله معجزات آن حضرت آن است كه در از خيبر كند و پل خندق ساخت، و چندان نگاه داشت كه همه لشگر از آنجا بگذشتند، و آن در آن مقدار بود كه هفتاد كس جمع مى‌شدند تا او را از جاى بجنبانند.

و از جمله معجزات قضيه دير و چشمه است، و آن مشهور است، و معجزات آن حضرت بسيار [است‌]،

و چون مقرر شد كه آن حضرت دعوى امامت كرد و معجز نمود، ثابت شد كه امامت حقّ آن حضرت است نه از ديگران.

و دلايل بر امامت وى بيشتر از آن است كه حصر آن توان كرد، و علّامه شيخ جمال الملة و الدين‌[١] كتابى تصنيف كرده در بحث امامت و آن كتاب را (الفين) نام كرده، و در آن كتاب دو هزار دليل است، هزار دليل بر امامت حضرت أمير المؤمنين عليّ بن أبى طالب ٧، و هزار ديگر بر نفى امامت مخالفان.

[٤١] مسأله: امام حقّ بعد از حضرت أمير المؤمنين پسر وى امام حسن بن عليّ است.

و بعد از وى برادر وى امام حسين بن عليّ.

و بعد از وى پسر وى امام زين العابدين، على بن الحسين.

و بعد از وى پسر وى امام محمد باقر.

و بعد از وى پسر وى امام جعفر صادق.

و بعد از وى پسر وى امام موسى كاظم.

و بعد از وى پسر وى امام على بن موسى الرضا.

و بعد از وى پسر وى امام محمد تقى.

و بعد از وى پسر وى امام على نقىّ‌

و بعد از وى پسر وى امام حسن عسكرى‌

و بعد از وى پسر وى امام محمد مهدى صاحب الزمان، صلوات الله عليهم أجمعين، از


[١]. مقصود شيخ حسين بن يوسف بن المطهر مشهور به علّامه حلي( ٦٤٨- ٧٢٦ ه) است كه از مشاهير و بزرگان اماميه است.