پنج رساله اعتقادى - الخواجة نصير الدين الطوسي؛ العلامة الحلي؛ الشيخ البهائي؛ عزّالدين الآملي - الصفحة ٥٥٨ - ركن چهارم در بيان امامت

است چنانكه در نبوت ...[١] شد، به جهت آنكه چون بر سر مردمان مهترى و حاكمى باشد از قبل خدا و رسول و امر كند ايشان را به طاعت و منع كند از معصيت، و محافظت دين نمايد، دين خدا و شريعت پيغمبران از تغيير و تبديل و زياده و نقصان محفوظ ماند، و مرجع ايشان باشد در مشكلات و معضلات و وقائع و قضايا، البته آن مردم به طاعت نزديكتر و از معصيت دور خواهند بود بى‌شك، پس نصب امام واجب باشد بر خدا.

[٣٧] مسأله: واجب است كه امام معصوم باشد از همه گناهان، صغيره و كبيره، از روى عمد و سهو، پيش از امامت و بعد از امامت، از اوّل عمر تا آخر عمر، به همان دليل كه گفته شد.[٢] و نيز واجب است كه امام منزّه باشد از عيوب خلقى و رذايل خلقى، و نقائص عملى چنانكه در بحث نبوّت گفته شد.

و نيز مى‌بايد كه امام أفضل از رعيّت باشد در جميع تحملات مثل: علم، زهد، تقوى، شجاعت، و كرم و امثال اين، و در ميان رعيت أفضل ازو و مساوى او نيز نباشد، كه اگر أفضل از آن امام در ميان رعيت باشد، تقديم آن امام بر آن‌كس كه أفضل از اوست تقديم مفضول بر فاضل باشد، و اين قبيح و ناپسنديده است به نزد عقلاء، چنانكه خداى تعالى فرموده در قرآن:

(أَ فَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدى‌)[٣] يعنى آيا آن‌كس كه هدايت تواند كرد به سوى حقّ سزاوارتر است كه مردم او را تابع شوند و او پيشواى مردمان باشد يا آن‌كس كه هدايت نتواند كرد كسى را مگر آنكه ديگرى او را هدايت كند؟ يعنى آن‌كس كه هدايت تواند كرد پيشواى حقّ است نه آن‌كس كه هدايت نتواند كرد.

و اگر مساوى آن امام در ميان رعيت او باشد تقديم آن امام بر آن مساوى ترجيح بلا مرجّح باشد، و اين نيز باطل است.

[٣٨] مسأله: شرط امام آن است كه امامت او به نصّ خدا باشد، زيرا كه عصمت در امامت شرط است، و عصمت أمر خفيّ است معلوم نمى‌شود إلّا به اعلام خداى تعالى، پس لازم است كه امامت به نصّ خدا باشد نه به مجرّد دعوى امامت و خروج، [چنانكه‌] زيديّه مى‌گويند، و نه به ميراث چنانكه عباسيّه‌[٤] دعوى مى‌كنند، و نه به اتفاق امّت چنانكه سنّيه مى‌گويند.


[١]. يك كلمه ناخوانا

[٢]. مقصود دليلى است كه در بحث عصمت پيامبران از آن سخن رفت.

[٣]. يونس: ٣٥

[٤]. مقصود گروهى است كه معتقد به اولويت عبد الله بن عباس و فرزندان او در خلافت بر على بن ابى طالب و فرزندان او است، اينان بدون توجه به روايات و نصوص وارده در برترى و مقدّم بودن اهل بيت پيامبر٦ بر ديگران معتقد بودند كه فرزند برادر( يعنى عبد الله بن عباس) در خلافت بر فرزند دختر( امام حسن و حسين و فرزندان او :) رجحان برترى دارند.