پنج رساله اعتقادى - الخواجة نصير الدين الطوسي؛ العلامة الحلي؛ الشيخ البهائي؛ عزّالدين الآملي - الصفحة ٥٥٧ - ركن چهارم در بيان امامت
تا غايت قرآن در ميان مردم است و خواهد بود تا قيامت، و هيچ كس از عرب و عجم مثل آن تركيب نمىتواند كرد.
[٣٤] مسأله: پيغمبر ما- صلى اللّه عليه و آله- خاتم پيغمبران است، يعنى آخر ايشان است و بعد از آن حضرت تا قيامت ديگر پيغمبر نخواهد بود، چنانكه خداى تعالى فرموده: (وَ لكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَ خاتَمَ النَّبِيِّينَ)[١] يعنى محمد مصطفى- صلى اللّه عليه و آله- رسول خدا و آخر پيغمبران است.
و نيز حضرت فرموده كه: (لا نبيّ بعدى)[٢] يعنى بعد از من پيغمبرى نخواهد بود.
[٣٥] مسأله: در ميان علماء اختلاف است درين مسأله كه حضرت پيغمبر- ٦- بعد از تكليف و پيش از بعثت در دين كدام پيغمبر بود، و خداى تعالى را به كدام دين عبادت مىكرد؟
بعضى گفتند: بر دين حضرت ابراهيم ٧،
و بعضى گفتند: بر دين حضرت عيسى على نبينا و ٧، و بر دين هود ٧ نيز گفتند،
و بعضى گفتند: بر دين خود كه بدان مبعوث خواهد شدن امّا بدان مأمور نبود كه به خلق رساند، بلكه مأمور بود كه به آن عمل كند. و حق اين است!!
ركن چهارم در بيان امامت
امام آنكس است كه حاكم و مهتر باشد بر جميع مكلّفان در امور دينى و دنيوى بر سبيل نيابت از حضرت پيغمبر- صلى اللّه عليه و آله-، و از اين اينجا معلوم است كه دو كس را در يك زمان امامت نباشد، زيرا كه [امام] آنكس است كه حاكم باشد بر همه مكلفان، پس اگر در يك زمان دو امام ثابت كنند هريك از ايشان و آنديگرى حاكم نخواهد بود، پس هريك حاكم بر مكلفان نباشند، پس امام نباشد.
و از اينجا معلوم شد بطلان مذهب زيديّه كه امام متعدد در يك زمان [را] جائز مىدانند.
[٣٦] مسأله: نصب امام و تعيين او بر خداى تعالى واجب است، زيرا كه امامت لطف
[١]. الاحزاب: ٤٠
[٢]. يكى از احاديث متواتر و روايات مشهورة ميان شيعه و سنى( صحيح بخارى- باب فضائل الصحابة) فضيلتى است كه از پيامبر٦ درباره على بن ابى
طالب( ع) صادر شده است كه:( يا على أنت منّى بمنزلة هارون من موسى الّا أنّه لا نبىّ بعدي).