پنج رساله اعتقادى - الخواجة نصير الدين الطوسي؛ العلامة الحلي؛ الشيخ البهائي؛ عزّالدين الآملي - الصفحة ٥٤٦ - فصل دوم در بيان صفات ثبوتيه
آمدن آسمان و زمين در بيضه[١] چنانچه آسمان و زمين خورد نشود و بيضه بزرگ نشود!
و آنچه آن را هستى و نيستى هر دو ممكن الوجود نامند، مثل آسمان و زمين و آدمى و ساير عالم.
و از اين سخنان معلوم شد كه هرچه موجود است يعنى هستى دارد بر دو قسم است:
يكى واجب الوجود، و ديگرى ممكن الوجود.
و نيز پوشيده نيست كه وجود ممكن الوجود يعنى هستى وى از نفس وى نيست، بلكه از غير وى است.
فصل أوّل در بيان وجود و هستى بارى تعالى
بدان كه خداى بارى تعالى واجب الوجود است، و موجود است، كه اگر موجود نباشد لازم آيد كه هيچ چيز موجود نباشد، زيرا كه در مقدّمه مقرر شد كه هرچه موجود است بر دو قسم است: واجب الوجود، و ممكن الوجود، و نيز
مقرر شد كه وجود ممكن الوجود از غير اوست، پس اگر واجب الوجود نباشد ممكن الوجود نيز نخواهد بود، به جهت آنكه بر تقديرى كه واجب الوجود نباشد آن غير كه وجود ممكن الوجود از اوست نيز نخواهد بود، پس اگر واجب الوجود نباشد لازم آيد كه هيچ چيز موجود نباشد أصلا، و اين خلاف واقع است. پس واجب الوجود كه خداى تعالى است موجود باشد.
[١] مسأله: چون مبيّن شد كه واجب الوجود موجود است، لازم است كه قديم و أزلى باشد، يعنى هستى او را اوّل نباشد و ابدى باشد، يعنى وجود او را نهايت و آخر نباشد، و باقى باشد يعنى وجود او را بقاء و استمرار باشد، و سرمدىّ باشد يعنى عدم را كه نسبى است هرگز بر وجود و هستى او راه نباشد، زيرا كه اگر نيستى را بر وجود او راه باشد بر وجهى از وجوه واجب الوجود نباشد، بلكه ممكن الوجود باشد، و اين باطل است، پس ازلىّ، و أبدّى، و باقى، و سرمدىّ باشد.
فصل دوم در بيان صفات ثبوتيه
يعنى صفاتى كه لايق ذات بارى تعالى است، [و] موصوف است به آن.
[١] مسأله: خداى تعالى قادر است، يعنى تواناست.
[١]. مقصود قرار گرفتن جهان خلقت درون يك تخم مرغ به كيفيتى كه نويسنده گويد: است كه عقلا و خارجا ممتنع است.