پاداش نيکيها و کيفر گناهان (ترجمه ثواب الأعمال شيخ صدوق) - مجاهدي، محمد علي - الصفحة ٦٥٤ - كيفر دينتراشى
سپس نزد پيروانش رفت و گفت: به دينى شما را فرا خواندم كه ساخته و پرداخته (افكار شيطانى) من بود و باطل است! پيروانش گفتند: تو دروغ مىگويى، دين تو بر حقّ است، ولى تو (به ناحق) در دين خود ترديد كردهاى و از آن باز گشتهاى! چون چنين ديد، زنجيرى فراهم كرد و يك طرف آن را به جايى بست و طرف ديگر آن را به گردن خود افكند و با خود گفت: اين زنجير را (هرگز) تا زمانى كه خداوند توبه مرا نپذيرد، از گردن خود باز نخواهم كرد.
پس خداوند به يكى از پيامبران خود وحى كرد كه: به فلانى (به آن مرد) بگو: بعزّتم قسم كه اگر مرا آنقدر بخوانى كه بند از بند تو جدا گردد و بدن تو پاره پاره شود، از تو نخواهم پذيرفت، مگر آنكه هر كه را كه به راه خود فرا خوانده و معتقد ساختهاى و بر دين تو مرده است، (به دنيا) بازگردانى و از دين (ساختگى) تو باز گردد.
(١) ٢- حريز- بىآنكه از راويان پيش از خود نام ببرد- از امام معصوم ٧ روايت كرده است كه فرمود: هر بدعتى، گمراهى است، و نتيجه هر گمراهى آتش دوزخ مىباشد.
(٢) ٣- محمد بن مسلم از امام محمد باقر ٧ روايت كرده است كه فرمود: پايين ترين درجه شرك، اين است كه آدمى از خود رأى و نظرى داشته باشد و بر اساس نظر و تشخيص خود ديگران را (كه موافق اويند) دوست و (آنان كه با نظر او مخالفند)