اخلاق اقتصادى - الهام نیا؛ وفا؛ مقدس نیا - الصفحة ٨٩ - ب - عفيف بودن
الف- پرهيز از حرص وآز
كسى كه خواهان به دست آوردن ملكه قناعت است، بايد از حرص و آز فرار كند، زيرا اين دو با قناعت در تضادّند و با وجود آنها قناعت يافت نمىشود.
حضرت على ٧ فرمود:
«لَنْ تُوجَدَ الْقَناعَةُ حَتّى يُفْقَدَ الْحِرْصُ»[١]
تا حرص، نابود نشود، قناعت پديد نمىآيد.
امام باقر ٧ فرمود:
«انْزِلْ ساحَةَ الْقَناعَةِ بِاتِّقاءِ الْحِرْصِ وَ ادْفَعْ عَظيمَ الْحِرْصِ بِايثارِ الْقَناعَةِ»[٢]
با پرهيز از حرص و طمع درميدان قناعت فرود آى و خطر حرص را با مقدّم داشتن قناعت، برطرف كن.
ب- عفيف بودن
عفاف يكى ديگر از زمينههاى قناعت است.
عفت و عفاف به معناى خود بسندگى و اكتفا به مقدورات و امكانات خود وچشم ندوختن به ديگرى و دست دراز نكردن به طرف ديگرى است كه هم در مورد نيازمندى مالى معنا پيدا مىكند وهم در مورد نيازمندى جنسى. مراد از عفاف دراين بحث، عفيف بودن در نيازهاى مالى و مادّى است. آنان كه خود را به صفت عفاف آراسته اند، در مقام عمل مىتوانند، قانع باشند وچشم طمع به اموال ديگران ندوزند. يعنى هرچه عفاف در انسان بيشتر و قويتر باشد، روحيه قناعت وبى نيازى قويتر خواهد شد. برعكس، نبودن عفاف در امور مالى ومادى، سبب نيازمندى وحرص وآز مىگردد.
حضرت على ٧ مىفرمايد:
[١] - غررالحكم، ج ٥، ص ٦٦.
[٢] - بحارالانوار، ج ٧٨، ص ١٦٣، اسلاميّه.