اخلاق اقتصادى - الهام نیا؛ وفا؛ مقدس نیا - الصفحة ٥٦ - ج - پرداخت حقوق مردم
هر كسى به مؤمنى وام دهد و او را تا هنگام توانايىاش مهلت دهد، مالش در (ثواب) زكات خواهد بود وخودش مشمول درود فرشتگان خواهد بود تا وقتى كه بدهكار، طلبش را بپردازد.
همچنين فرمود:
«... وَ مَنْ أَقْرَضَ أَخاهُ الْمُسْلِمَ كانَ لَهُ بِكُلِّ دِرْهَمٍ أَقْرَضَهُ وَزْنَ جَبَلِ احُدٍ مِنْ جِبالِ رَضْوى وَ طوُرِ سَيْناءَ حَسَناتٍ ...»[١]
كسى كه به برادر مسلمانش وام دهد، در مقابل هر درهمى كه به او داده، به وزن كوه احُد از كوههاى نزديك مدينه وطور سينا براى او حسنات خواهد بود.
بنابراين، قرض الحسنه دادن به برادران دينى دراسلام، ارزش ويژهاى دارد و روح تعاون، برادرى وصميميت را ريشه دار مى سازد، اما ازجمله چيزهايى كه اين روحيه را در جامعه از بين مىبرد، مسامحه كردن در پرداخت بدهى، خيانت و حبس كردن حقوق مردم است. كسى كه قدرت پرداخت بدهى خود را ندارد، لازم است به او مهلت داده شود وچيزى بر او نيست، ليكن كسى كه توان پرداخت بدهىاش رادارد، نبايد مسامحه و سهل انگارى كند. على ٧ مىفرمايد:
از رسول خدا ٦ شنيدم كه مىفرمود:
«مَطَلُ الْمُسْلِمِ الْمُؤْسِرِ ظُلْمٌ لِلْمُسْلِمينَ، وَ مَنْ لَمْ يَكُنْ لَهُ عِقارٌ وَ لا دارٌ وَ لا مالٌ فَلاسَبيلَ»[٢]
مسامحه كردن مسلمانى كه بر پرداخت بدهى خود توانايى دارد، ظلمى است نسبت به مسلمانان، وكسى كه نه زمين دارد و نه خانه ونه مالى (كه بدهى خود را بپردازد) چيزى بر او نيست. (يعنى بايد به او مهلت داد تا توان پرداخت پيدا كند)
سستى در پرداخت بدهى، باب خير و معروف را مىبندد، بطورى كه ديگر كسى
[١] - همان مدرك، ص ٨٨.
[٢] - وسائل الشيعه، ج ١٣، ص ٩٧.