اخلاق اقتصادى - الهام نیا؛ وفا؛ مقدس نیا - الصفحة ٢٠٦ - مفهوم رشوه
«امَّا الرُّشا- يا عَمَّارُ- فىِ الْاحْكامِ فَانَّ ذلِكَ الْكُفْرُ بِاللَّهِ الْعَظيمِ وَ بِرَسُولِهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ.»[١]
امااى عمّار! رشوهگرفتن دراحكام (قضاوتها) كفر به خداوند بزرگ و رسولش ٦ مىباشد.
ودر جاى ديگر مىفرمايد:
«مِنْ اكْلِ الْسُّحْتِ الْرَّشْوَةُ فىِ الْحُكْمِ»[٢] رشوه گرفتندر قضاوتاز حرامخوارى است.
قسم دوم رشوهاى است كه براى راه افتادن كار، سرعت دركار وايجاد اغماض در نظر مسؤولان رشوه خوار، داده مىشود كه اين قسم شايد براى دهنده آن ايرادى نداشته باشد. چنانكه گاهى فقها فتوا مىدهند، پرداخت پولى جهت تسريع در رسيدگى به پرونده، شكايت و ... مانعى ندارد. اما گرفتن آن، حقّ نيست، يعنى اشكال كار در گيرنده رشوه است كه أكل مال به باطل مىكند؛ دربعضى ازروايات هم مى بينيم، با چنين رشوه گرفتنهايى برخورد شده است؛ يكى از فرمانداران پيامبراكرم صلىاللهعليه وآله رشوهاى را در شكل هديه گرفت. حضرت به او اعتراض كرد وفرمود:
چگونه آنچه را حقّ نيست، مىگيرى؟ او پاسخ داد: اى رسول خدا! آنچه منگرفتم، هديه بود.
پيامبر ٦ فرمود: توگمان مىكنى اگر يكى از شما درخانه اش بنشيند وكار گزار ما نباشد، مردم چيزى به او هديه خواهند داد؟[٣]
اميرالمؤمنين ٧ نيز حقيقت اين نوع رشوه را چنين بيان مىفرمايد:
«... طارِقٌ طَرَقَنا بِمَلْفُوفَةٍ فى وِعائِها، وَ مَعْجُونَةٍ شَنِئْتُها، كَانَّما عُجِنَتْ بِريقِ حَيَّةٍ اوْقَيْئِها ...»[٤]
شخصى در شب، نزد ما آمد، باارمغانى درظرف سربسته وحلوايى كه من آن را دشمن داشته، به آن بدبين بودم، بطورى كه گويا باآب دهان ياقىء مار خمير شده بود.
[١] - وسائل الشيعه، ج ١٢، ص ٦٤، بيروت.
[٢] - همانمدرك، ج ١٨، ص ١٦٣.
[٣] - تفسير نمونه، ج ٢، ص ٤.
[٤] - نهج البلاغه، فيض، ص ٧١٣.