اخلاق اقتصادى - الهام نیا؛ وفا؛ مقدس نیا - الصفحة ١٤٥ - خلاصه درس
خلاصه درس
زهد يعنى بى ميلى وبى رغبتى به دنيا به علت كوچك دانستن آن، وقناعت كردن به يك زندگى ساده، براى رسيدن به كمال مطلوب.
اين مفهوم در تعاليم اسلامى زياد مورد سفارش قرارگرفته، و از آن به عنوان «اساس دين»، «ياور دين»، «راحتى بزرگ» ومانند اينها ياد شده است؛ زيرا كه پارسايى، قدرت روحى است، واسلام مىخواهد پيروانش رااز ناحيه روح قوى و قدرتمند كند، تا وقت توانگرى اسير وبنده مال دنيا نشوند، وهنگام تهيدستى، شكست روحى نخورند ودر عين حال درمتن اجتماع باشند، تلاش كنند وازمواهب و نعمتهاى الهى به اندازه نيازبهرهگيرند، نه چون راهبان مسيحى، از اجتماع كنارهگيرند ولذّتهاى دنيا رابرخود حرام كنند، وياراه گدايى پيش گيرند وسربارديگران باشند.
زاهد، برآنچه از دنيا به او برسد خوشحال، وبه آنچه از دستش مىرود نگران نمىشود. ستايش وناسزاگويى افراد نزد او يكسان است، دنيا و مظاهر آن راتحقير مىكند، تاقلبش لبريز از محبت وأنس با خدا باشد، روحش چنان قوى است كه باقدرت بر استفاده مال و ثروت و موقعيتهاى دنيا به نفع خود، چنين كارى نمىكند و راه ايثار پيش مىگيرد. واگر نتواند همه محرومان جامعه را بهرهمند گرداند، زندگى خودش را همسطح ديگران قرار مىدهد تا دردهاى فقر و فلاكت همنوعان خود را مرهم بگذارد. او از قيد و زنجيرهاى هوا وهوس رهاشده وسبكبال در مسير كمال انسانى قدم بر مىدارد، وموجبات خشنودى خداوند را فراهم مىكند.