پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٨ - تفکر بشری و غیبت مهدی(علیه السلام)
٣. هیچ کس نیست که معتقد باشد همه آن چه در کتاب های ادیان گذشته وجود دارد تحریف شده است بلکه مسأله مورد اتفاق میان مسلمانان، وقوع تحریف در قسمتی از آن کتاب ها می باشد. از این رو آن چرا که در کتاب های ادیان سابقه موجود بوده و نصوص شرعی اسلامی از قرآن و سنّت آن را تأیید و تصدیق نماید محکوم به صحت است و تحریف به آن راه ندارد.
استناد به بشاراتی که اسلام آن ها را تصدیق نموده است
١. از مسلّمات دین اسلام این است که حضرت رسول اکرم(صلی الله علیه وآله)به آمدن مهدی موعود که از اهل بیت آن حضرت و از فرزندان حضرت فاطمه(علیها السلام)می باشد بشارت داده است[١]. از همین رو نتیجه می گیریم، بشارت هایی که در کتاب های ادیان سابق وارد شده است به همین صورت مورد تأیید بوده و دستان تحریف به آن ها نرسیده است، زیرا تا زمانی که آن بشارات با تصریحات روایات اسلامی مطابق و منسجم باشد مانعی از استدلال و استناد به آن ها نمی باشد.
٢. به علاوه که قرآن کریم خود بشارت بر پا شدن دولت الهی جهانی در آخرالزمان را داده است چنان که بسیاری از آیات قرآن تصریح به وجود مهدی موعود و حتمی بودن غیبت او دارد، چنان که این مطلب را در مبحث آینده توضیح خواهیم داد.
و این نیز تصدیق کننده مطالب بشارات دین های گذشته است. این امر نشان از صدور محتوای آن بشارات از همان منبعی دارد که قرآن کریم از آن صادر شده است در نتیجه می توانیم به صحت آن بشارات و عدم راهیابی تحریف در آن ها حکم کنیم. در این صورت مانعی از استناد به بشارات و احتجاج به آن ها در محدوده مضامینی که قرآن کریم آن ها را تصدیق می کند نیست.
[١] تحقیقات تعدادی از دانشمندان اهل سنّت مانند امام شوکانی در کتاب «التوضیح فی تواتر ما جاء فی المنتظر والدجال و المسیح»، و برزنگی در کتاب «الإشاعة فی أشراط الساعة»، و کشمیری در کتاب «التصریح» و دیگران به تواتر رسیدن این احادیث شریف را اثبات نموده است.