پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٤٥ - علم الکتاب در نزد شاهدان اعمال است
و از آنجا که نقش امام - چنان که از زمخشری نقل نمودیم - شهادت بر به کفر و تکذیب، یا ایمان و تصدیق امتش می باشد و اینها همه از حالات قلبی هستند که حواس عادی انسان و نیروهایی که به حواس مادی تعلق دارند از ادراک آن عاجزند زیرا این حواس جز صورت های ظاهری اعمال را درک نکرده و این درک جز در چیزهایی که در نزد آنان موجود و حاضر باشد عمل نکرده، در چیزهای معدوم و غایب اثری ندارد و از طرف دیگر همه اعمال و معانی نفسانی مانند کفر و ایمان یا نجات و زیان کاری، کاملا از دایره محسوسات خارج بوده و در درون انسان است و حساب و کتاب روز قیامت در نزد پروردگار جهانیان و روز آشکار شدن نهانی ها نیز بر همین امور باطنی دور می زند چنان که خداوند متعال خود نیز فرموده است: وَ لَکِن یُؤَاخِذُکُم بمَا کَسبَت قُلُوبُکُم ;ولی شما را بدانچه دل هایتان)از روی عمد(فراهم آورده است، مؤاخذه می کند[١]، نتیجه می گیریم که شهادت دادن بر چنین مواردی و تشخیص و احاطه به آن ها حتی در باره افراد حاضر، از دایره قدرت انسان های معمولی خارج است، چه رسد به شهادت دادن در باره کسانی که در نزد انسان حضور نداشته باشند، مگر برای کسی که خداوند متعال اداره امور وی را بر عهده گرفته و با دست توانای خود اسرار این پنهانی ها را بر او آشکار نماید[٢].
به همین دلیل لازم است شخصی که بر امت خود شهادت می دهد احاطه علمی ربانی به حقایق اعمال آن ها داشته باشد، چرا که ارزش اعمال در میزان الهی مربوط به حقایق باطنی و انگیزه ها و نیت ها است، به همین دلیل نمی توان پذیرفت کسی که شاهد بر امت خویش می باشد شخصی عادی مانند سایر افراد بشر باشد بلکه باید از کسانی باشد که از نعمت تأیید مستقیم الهی بهره مند شده باشد; آنان که خداوند متعال از میان بشر انتخابشان کرده و بر علم غیب خود آگاهشان گردانیده است. چون یکی از مصادیق غیب الهی شناخت باطن اعمال مردم است.
پیدا است که این کرامت نصیب همه افراد امت نمی شود چرا که این، کرامتی خاص اولیای پاک خداوند است، اما کسانی که در مرتبه پایین تر از آنان قرار دارند یعنی کسانی که در مرتبه سعادت و هدایت جزو متوسطان و اهل عدالت و ایمان هستند به چنین مرتبه ای نمی رسند... کمترین وصفی که شاهدان اعمال بر آن باید متصف باشند این است که آنان تحت ولایت و نعمت خداوند بوده و از اصحاب صراط مستقیم اند[٣].
علم الکتاب در نزد شاهدان اعمال است
روشن است که آگاهی بر باطن مردم به وسیله اسباب متعارف و طبیعی غیر ممکن است، بلکه احتیاج به گونه ای خاص از دانش دارد که خداوند متعال با حکمت خود آن را به هر یک از بندگانش که بخواهد تفضل می نماید; چرا که او به این که رسالت خود را در کجا قرار بدهد داناتر است[٤]بدین گونه است که بنده خدا می تواند از سطح دانش و شناخت متعارَف مردم بالاتر رفته، اسباب و علل طبیعی را درنوردیده و به وظیفه ای که تنها با اسباب غیرمتعارف و علم غیب خداوند می توان به آن دست یافت قیام نماید، در این صورت وی دارای مرتبه ولایت تکوینی شده، اسباب و علل طبیعی را با اجازه خداوند متعال، در نوردد. این گونه خاص از دانش و شناخت در قرآن کریم «علم الکتاب» نام گرفته است.
[١] بقره/ ٢٢٥.
[٢] تفسیر المیزان ١ / ٣٢٠ - ٣٢١.
[٣] تفسیر المیزان ١ / ٣٢١.
[٤] این جمله اشاره به کلام خداوند متعال در سوره انعام دارد: انعام/١٢٤.