اصول عرفان ناب اسلامى در معارف سجادى - اراکی، محسن - الصفحة ٣٠ - اصل چهارم نسبت ماسوا به خالق
منزهى تو، كه هر چه در عرصه پهناور علم تو جاى دارد در برابرت خاضع است و هر چه زير عرش توست در برابر عظمتت خاشع است و همه آفريدگانت در برابرت سر تسليم فرو دارند. منزهى تو، نه به حواس در آيى، و نه به دست و لمس دريافت گردى، هيچكس نمىتواند بر تو مكرى كند، يا از تو چيزى پنهان كند، يا با تو راه خلاف پويد يا با تو منازعه كند يا بر تو چيره گردد يا با تو جدال كند يا فريبت دهد يا بر تو كيدى انديشد.
عبارت «خَضَعَ لَكَ مَنْ جَرَى فِي عِلْمِكَ» چنين مىرساند كه حيثيت تعلّق محض به ذات اقدس حق، مخصوص موجودات بالفعل نيست، بلكه شامل تمام دائره إمكان الوجود است، آنچه بالذات ممكن است و مىتواند باشد در عالم علم الهى عين تعلق به ذات حق است. و نيز مىفرمايد:
«أَنْتَ الله لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ، الَّذِي أَنْشَأْتَ الْأَشْيَاءَ مِنْ غَيْرِ سِنْخٍ، وَصَوَّرْتَ مَا صَوَّرْتَ مِنْ غَيْرِ مِثَالٍ، وَابْتَدَعْتَ الْمُبْتَدَعَاتِ بِلَا احْتِذَاءٍ. أَنْتَ الَّذِي قَدَّرْتَ كُلَّ شَيْءٍ تَقْدِيراً، وَيَسَّرْتَ كُلَّ شَيْءٍ تَيْسِيراً، وَدَبَّرْتَ مَا دُونَكَ تَدْبِيراً. أَنْتَ الَّذِي لَمْ يُعِنْكَ عَلَى خَلْقِكَ شَرِيكٌ، وَلَمْ يُوَازِرْكَ فِي أَمْرِكَ وَزِيرٌ، وَلَمْ يَكُنْ لَكَ مُشَاهِدٌ وَلَا نَظِيرٌ. أَنْتَ الَّذِي أَرَدْتَ فَكَانَ حَتْماً مَا أَرَدْتَ، وَقَضَيْتَ فَكَانَ عَدْلًا مَا قَضَيْتَ، وَحَكَمْتَ فَكَانَ نِصْفاً مَا حَكَمْتَ. أَنْتَ الَّذِي لَا يَحْوِيكَ مَكَانٌ، وَلَمْ يَقُمْ لِسُلْطَانِكَ سُلْطَانٌ، وَلَمْ يُعْيِكَ بُرْهَانٌ وَلَا بَيَانٌ».
تو خدائى هستى كه جز تو خدايى نيست، كه همه چيز را بدون اصل و مايهاى پديد آوردهاى، و صورتها را بدون هيچ الگويى نقش بستهاى، و ساختهها را بدون تقليد ساختهاى. و هر چه به عرصه وجود آوردهاى به اندازه در آوردهاى، و هر چيز را براى انجام وظيفهاى روبراه كردهاى، و