اصول عرفان ناب اسلامى در معارف سجادى - اراکی، محسن - الصفحة ٩٢ - ١ تذلل و استكانت در پيشگاه خداى متعال
اى خداى من! اينك منم كه به پيشگاه عزتت همچون تسليم شونده ذليل ايستادهام، و با شرم و حيا همچون نيازمندى سنگينبار از تو درخواست مىكنم، و معترفم كه در هنگام احسان تو جز خوددارى از معصيت طاعتى نكردهام، و هيچگاه از نعمتت بىبهره نبودهام، خدايا! آيا اكنون كه در برابرت به زشتى اعمالم اعتراف مىكنم برايم سودى خواهد داشت؟ و آيا اقرار به زشتى آنچه انجام دادهام مرا از عذاب تو نجات خواهد داد؟ يا آنكه مرا در اين حالى كه هستم مستوجب غضب خود مىدانى؟ و يا در اين هنگام كه تو را مىخوانم اراده عذابى شديد به دنبال من است؟ پاك و منزّهى، از تو نااميد نيستم در حالى كه درِ توبه را به رويم گشودهاى، بلكه سخن بنده ذليل را به زبان مىآورم، بندهاى كه به خود ستم كرده، و حريم حرمت پروردگارش را سبك شمرده.
تا آنجا كه مىفرمايد:
«... فَقَامَ إِلَيْكَ بِقَلْبٍ طَاهِرٍ نَقِيٍّ، ثُمَّ دَعَاكَ بِصَوْتٍ حَائِلٍ خَفِيٍّ. قَدْ تَطَأْطَأَ لَكَ فَانْحَنَى، وَنَكَّسَ رَأْسَهُ فَانْثَنَى، قَدْ أَرْعَشَتْ خَشْيَتُهُ رِجْلَيْهِ، وَغَرَّقَتْ دُمُوعُهُ خَدَّيْهِ، يَدْعُوكَ بِيَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ، وَيَا أَرْحَمَ مَنِ انْتَابَهُ الْمُسْتَرْحِمُونَ، وَيَا أَعْطَفَ مَنْ أَطَافَ بِهِ الْمُسْتَغْفِرُونَ».
پس به سوى تو با دلى پاك و بىآلايش برخاسته و با آوازى نجواگونه و آهسته تو را فرا مىخواند، به تواضع قامت خم كرده و سر فرو داشته و پيكر خم نموده است. از بيم، پاهايش مىلرزد و سرشكش گونههايش را غرقه ساخته است. تو را ندا مىدهد كه: اى مهربانترين مهربانان، اى مهربانترين كسى كه جويندگان رحمت از او رحمت طلب كردهاند و اى مهربانترين كسى كه مستغفران به اميد عفوش گرداگردش گشتهاند.
تا آنجا كه مىفرمايد: