زن در شريعت اسلامى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٦٠ - فصل هشتم تعدد زوجات
ب) وَ لَنْ تَسْتَطِيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّساءِ وَ لَوْ حَرَصْتُمْ فَلا تَمِيلُوا كُلَّ الْمَيْلِ فَتَذَرُوها كَالْمُعَلَّقَةِ ... (نساء/ ١٢٩)؛ شما توانايى عدالت بين زنان را هرچند كه به آن حرص داشته باشيد، نداريد پس (از زن غير پسنديده خود) ميل كلى نكنيد كه او را پا در هوا بگذاريد ...
از اين تقرير جواب داده شده كه مراد از عدالت غير ممكنه در آيه اخير برابرى در محبت قلبى است كه از اختيار مكلف خارج است و مراد از عدالت در آيه اول، عدالت در نفقه و همخوابى و سائر حقوق زنان است بنابراين خيال مذكور بى ارزش است.
بلكه از ذيل آيه دوم استفاده مى شود كه شوهر زن را معلّقه و پادرهوا نگذارد كه نه زن شوهر دار گفته شود و نه زن آزاد و بدون شوهر، نه اينكه برابرى بين زنان لازم باشد. و مى شود كه عدالت را تنها در حقوق واجبه زنان ناظر دانست نه در مستحبات و مباحات و مازاد بر مقدار واجب، و بر اين توجيه رواياتى هم شهادت مى دهد.
در اين فصل به موضوعات زير توجه شود:
١- تعدد زوجات و چند زنى را اسلام نياورده بلكه از قرن ها قبل تا طلوع اسلام رايج بوده است، چنانچه ويل دورانت در تاريخ تمدن[١] و گوستاولوبون
[١] . ج ١، ص ٦١