برگى ديگر از فعاليتهاى احزاب جهادى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٥٨ - شرايط وجوب هجرت
(دو سه قيام) كه توسط رژيم [كمونيستى] بيرحمانه سركوب شد، غالباً راه عافيت را بر گزيدند، راست است كه كمونيستها داخلى و خارجى روى [شهر] كابل حساسيت خاصى داشتند و مردم [آن] زير فشار بيشتر بودند، مع الوصف بايد آنان را مقصر دانست كه حتى به اندازه مردم كشمير هم جرئت مقاومت را پيدا نكردند، حدّ اقل ماه يكبار بايد اعتصاب مفيد واقع مىشد و شبيه اين نقيصه را در مزار شريف نيز مىتوان ديد؛ ولى كابل از نظر انعكاس بين المللى آن، موقعيت خاص بهخود را داشت. (حضرت آية الله محسنى، نظريات/ چاپ اول، سال ١٣٧٢، انتشارات ولايت، ص ١٨٣، بىتفاوتى مردم كابل)]
اين عده اگر راست مىگويند، چرا هجرت نمىكنند؟ آنان بدانند كه اگر به همين وضع ادامه دهند، در موقع مردن فرشتهها به سر و صورتشان خواهند كوبيد، ملائكه عاطفه ندارند و به حرفهاى كسى هم فريب نمىخورند.
متأسفانه اين عده با اين بهانه تراشىهاى بىمورد، خود را فريب مىدهند و مىخواهند راه فرار از جهاد را پيدا كنند. «إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظالِمِي أَنْفُسِهِمْ قالُوا فِيمَ كُنْتُمْ قالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الْأَرْضِ قالُوا أَ لَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ واسِعَةً فَتُهاجِرُوا فِيها فَأُولئِكَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ ساءَتْ مَصِيراً»[١] آنانىكه بر خود ظلم مىكنند و در موقع مردن مىگويند: ما مستضعف بوديم، كفار مارا تضعيف كردند، ملائكه مىگويد: «أَ لَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ واسِعَةً فَتُهاجِرُوا فِيها» آيا سرزمين خدا وسيع نبود؟! پس چرا مهاجرت نكرديد؟ اين موضوع بسيار باريك و مهم است، اگر راه مبارزه براى انسان وجود داشته باشد، بايد مبارزه كند، اگر امكان مبارزه وجود نداشته باشد، هجرت براى انسان واجب مىشود.
امّا در صورتىكه زمينه براى مبارزه و قيام براى انسان وجود داشته باشد، بايد بماند جهاد و
[١] - نساء/ آيه ٩٧