برگى ديگر از فعاليتهاى احزاب جهادى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٤٧ - فصل چهاردهم در جمعى از شخصيت ها، علماء و فضلاى علمى كشور
بود و مىخواست شيعه را در افغانستان بهقدرت برساند، اينها همه تبليغات دروغ بوده و واقعيت ندارد، واقعيت چيزى ديگر است، جنگهايىكه واقع شد، قابل كنترل بود و مىشد آنها را مهار كرد.
البته، چيزىرا كه مىگويم به اين معنى نيست كه وهابيت دوست مااست، واضح و روشن است كه وهابيت دشمنما است، شيعه را مشرك مىدانند و مىخواهند شيعه را نابود بكنند؛ ولى جنگها را وهابىها شروع نكردند و در ادامه جنگها وهابىهاى مسلح شركت كردند و شيعهها را هم كشتند، در قضيه ميدانشهر جنگ توسط آنان آغاز شد تا آن قضيه پيش آمد؛ ولى اگر ما تعقل و منطق مىداشتيم،" هشتاد درصد" اين جنگها قابل مهار بود. خدا مىداندكه در حاشيه اين درگيرىها، در گوشه وكنار كشور، چهقدر خباثت صورت گرفت؟ در مسير راه هرات- قندها چه جنايات وحشتناكى اتفاق افتاده است؟! در چند روزىكه من در جلالآباد بودم، يكى نفرآمد بهمن گفت: پيش يك نفر از قومندانان" محاذ ملى" (كه مىگويند: او تعصب ندارد) بيست و پنج نفر از جوانان هزاره زندانى است، من رفتم آنان را آزاد كردم، در اطراف قندهار چهارصد نفر ديگر را گرفته بودند كه ما همهى آنان را از بند خلاص كرديم، چراما كارى بكنيم كه جنگها را شكل مذهبى بدهيم؟ و ديگران را عليه خود متحد بسازيم.
مطلب سوم: بايد يك هيئت از علماى افغانستانى از حوزه علميه قم تعيين شود و بهكابل بروند تا جنگها را مهار كنند و نگذارند سرنوشت ما بهدست چند نفر قومندان باشد يا بهدست يكنفرى ديگر كه هروقت بخواهد جنگ را آغاز كند و مردم شيعه را به كشتن بدهد، آيا در ميان ما كسانى نيستند كه مسئله حلال و حرام را بفهمند؟ لازم نيست ما قدرت خود را در راه منفى مصرف كنيم، قضيه رسميت مذهب كه كار اساسى ما است هنوز باقىمانده است و معلوم نيست چه مىشود؟ اهل علم ما عدهاىشان در قم هستند، بايد