برگى ديگر از فعاليتهاى احزاب جهادى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٢٩ - فصل سيزدهم مصاحبه ى اختصاصى، با يكى از مسؤلين حركت اسلامى
كشى مىزنند و براى مشروع جلوه دادن موقف خود، از نام مقدس مذهب يا از نام قوم و نژاد سوء استفاده مىكنند، لذا سؤال شما در بارهاى جنگ نكردن حركت اسلامى، بىمورد است و شما بايد از جنگ جويان بپرسيد كه چرا جنگ مىكنند؟!
س: حزب وحدت در غرب كابل ادعا مىكنند ما در جنگ از خود دفاع كرديم و حركت اسلامى در اين دفاع با ما شركت نكرده است، شما چه مىگوييد؟
ج: اولًا همه احزاب درگير همين ادعا را دارند و به نظر من همه اطراف درگير اگر گاهى دفاع كردهاند گاهىهم مهاجم بودهاند و اين جنگها از نظر زمان و مكان يك نقطه آغاز و يك نقطه انجام نداشته است، قوماندانها و افراد، تحت اختيار مسؤلين بالاتر حزبشان نبوده و نيستند، چندين دور جنگ شروع شده و بعد ختم و يا سُست شده است؛ ولى دوباره شدت يافته است، اگر منصفانه قضاوت شود همه احزاب درگير مهاجم بودهاند، افراد فاسق، مغرض و كمونيست در همه اين احزاب وجود داشته و دارند اينان نه به نزاكتهاى اخلاقى پا بندند و نه به حكم عقل و نه به دستورات اسلامى، فقط جنگ را به نفع خود مىدانسته و مىدانند، شواهدى وجود دارد كه تفنگ بهدستان شيعه، خانههاى شيعه را تاراج كردهاند و همچنين تفنگ بهدستان سنى خانههاى سنى را!!!
أساساً دفاع در اين جنگها تا حد زيادى غير ممكن است زيرا جنگ ها غالباً توسط اسلحه ثقيل از راه دور صورت گرفته كه مهاجم و محل دقيق او مشخص نبوده و طرف مورد حمله، اسلحه خود را به طرف منطقه وسيع تحت تسلط مهاجم، نشانه گرفته كه در اثر آن، مردم بىپناه و بىگناه آن منطقه نابود شدهاند، نه مهاجم، لذا اينگونه مقابله بهمثل را نمىتوان دفاع مشروع نام گذاشت؛ زيرا طرفين جنگ از خطر سلاح دشمن، صحيح و سالم مىمانند و مردم بدبختىكه طرف هيچ يك از جانبين درگير نيستند كشته مىشوند و اموالشان به غارت برده مىشود.