برگى ديگر از فعاليتهاى احزاب جهادى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٩٩ - فصل يازدهم سخنرانى معظم له، در قلعه فتح الله
ايثارها، خودگذرىها، در حالىكه خودشان گرسنه بودند، پولهاى اندكى كه به دستشان مىرسيد به هم زندانىهاى خود مىدادند. واقعا اين حكايتهايىكه از زندان براى من حكايت كردهاند و در زندانها چه واقع شده است بدن انسان را بهلرزه مىآورد. (زندان پلچرخى) كمتر از سنگرهاى داغ جهادى نبوده است. علم الاخلاق جديد را اين عزيزانما بهوجود آوردند.
من يك كتابى نوشتهام به نام (روش جديد در علم اخلاق) كتاب بزرگى است؛ ولى من فكر مىكنم كه اينكتاب در برابر عملهاى زندانيانما هيچ ارزشى ندارد. براى من آن عملها و آن روشهاى عملى زندانيان عزيزم كه در پلچرخى داشتهاند دهها مرتبه از اين كتابىكه من نوشتهام، ارزش بيشترى دارد. و طبعا تأثيرش هم بيشتر است. من حرف زدم؛ ولى عزيزانما در زندان پلچرخى، با عمل خود اخلاق اسلامى را مجسم كردهاند. فداكارى، ايثار و مقاومت را آنان عرضه كردهاند. مبارزه در راه خدا به زندگانى انسان ارزش مىدهد؛ زيرا مبارزه در راه خدا، مبارزه بين حق و باطل است. اقبال لاهورى اشعار زيبايى دارد و مىگويد:
|
هركه پيمان با هوالموجود بست |
گردنش از بند هر معبود رست |
|
مىگويد: مؤمنىكه با خدا پيمان مىبندد، ابر قدرت شوروى در مقابلش بسيار حقير و ناچيز است و چنين مؤمنى جز خدا بهكسى تسليم نمىشود.
|
مؤمن از عشق است و عشق از مؤمن است |
عشق را ناممكنما ممكن است |
|
تمام دنيا مىگفت شكست شوروى ناممكن است. مجاهدين چه مىگفتند؟ مىگفتند براىما ممكن است؛ چرا ممكن نيست؟ ما شوروى را شكست مىدهيم.