برگى ديگر از فعاليتهاى احزاب جهادى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٠٣ - فصل يازدهم سخنرانى معظم له، در قلعه فتح الله
|
تيغ لا چون از ميان بيرون كشيد |
از رگ ارباب باطل خون كشيد |
|
|
نقش الا الله بر صحرا نوشت |
سطر عنوان نجات ما نوشت |
|
|
رمز قرآن از حسين آموختيم |
ز آتش او شعله ها اندوختيم |
|
|
شوكت شام و فر بغداد رفت |
سطوت غرناطه هم از ياد رفت |
|
|
تار ما از زخمه اش لرزان هنوز |
تازه از تكبير او ايمان هنوز |
|
|
اى صبا اى پيك دور افتادگان |
اشك ما بر خاك پاك او رسان |
|
حكومت باطلكه فرعون از آن نمايندگى مىكند، يزيد از آن نمايندگى مىكند. اتحاد جماهير شوروى يا آمريكا از آن نمايندگى مىكند. در يك طرف ايستادهاند؛ اماّ حق به تنهايى طرف ديگر ايستاده است. در متن تاريخ در اين دو خط، رهرو وجود داشته است، و اينها باهم مبارزه مىكردند تاريخ عبارت از مبارزه حق و باطل است. كسانىكه مبارزه نمىكنند، هرچند از نظر فيزيكى زنده گفته شوند؛ اما از نظر عرفانى و از نظر معنويت آنان زنده نيستند؛ بلكه مردهاند. زنده كسى است كه مبارزه كند، مردمما در اواخر قرن بيستم واقعا امتحان خود را دادند. باكمال سخاوت، با كمال شجاعت جنگيدند و خم به ابرو نياوردند، اين مردم هزاران قربانى را در پيشگاه قرآن در گودى قتلگاه افغانستان تقديم خدا كردند، سربلند، سرخ رو و پيروز برآمدند. نمونههايى از اين فداكارىها را شنيدهايم و دهها