برگى ديگر از فعاليتهاى احزاب جهادى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٢١ - نقش قضا و قدر الهى
تقريباً حدود سى و هفتسال از تأسيس آن مىگذرد. ما جمع كوچكى بوديم كه حركت اسلامى را تأسيس كرديم، در آنزمان اصلًا به ذهنمن نرسيد كه تأسيس حزب، پول مىخواهد، اسلحه و امكانات مىخواهد، اينها را چگونه تهيه كنم؟ منتهى از همان ابتداى تأسيس حركت اسلامى، بناىما بر اين بود كه به دولتهاى خارجى وابسته نباشيم و تسليم هيچ كسىهم نشويم. وابستگى خيلى مشكلات دارد، اراده را از انسان مىگيرد. خوب استكه انسان نان خشك بخورد؛ ولى براى برنج و گوشت، دست خود را نزد همسايه دراز نكند، انسان بايد در هر موقعيتىكه باشد، سياست مستقل و غير وابسته خود را حفظ كند و در تصميمگيرىهاى خود از ديگران پيروى نكند. انسان بايد به خود اعتماد كند و سعى كند تا به سايه ديگران راه نرود!
أهميت اراده قوى
مىخواهم براى شما اين را بگويم كه در پيروزىها و كارهاى مهم ابتداء به باطن خود مراجعه كنيد، باطن خود را بسازيد، بعد وسايل پيروزى هم پيدا مىشود، وسايل، لازم و ضرورى است، بايد انسان وسايل داشته باشد، دنيا دار اسباب است؛ ولى جستجوى وسايل به خود فروختگى ارتباط ندارد، هركار اراده قوى مىخواهد؛ اگر انسان اراده قوى نداشته باشد، هيچ چيزى برايش كارساز نمىباشد، نه اسلحه، نه پول و نه امكانات، هيچكدام درد انسان را دوا نمىكند، انسان بىاراده شكست مىخورد. خود باورى و اراده محكم براى انسان سرنوشت ساز است.
نقش قضا و قدر الهى
اكثر شكست خوردههايىكه گدايى مىكنند، در كوچهها و پسكوچهها مىمانند، نان خوردن خود را ندارند و همهچيز را به قضا و قدر الهى، نسبت مىدهند؛ درحالىكه قضا و قدر الهى هيچ ربطى به سر نوشت آنان ندارد، آنان در ذات خود كمبود دارند و فاقد اراده