برگى ديگر از فعاليتهاى احزاب جهادى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٢٠ - داستان ابو خصيمه، كعب، مراره و هلال
جنگ نرفته باشند؛ ولى امروز و فردا كردند، يك روز براى خريد رفتند، يك روز به كارهاى ديگر مشغول شدند، سرانجام نتوانستند در" تبوك" خود را برسانند؛ پيغمبر بزرگواراسلام (ص) همراه با اصحاب به مدينه برگشتند، اين سه نفر به استقبال آنحضرت (ص) رفتند، وقتىكه چشم آنان به پيغمبر افتاد، گفتند: «السلام عليك يا رسول الله (ص)» حضرت جواب سلام اين سه نفر را نداد، سلام كردن مستحب است؛ ولى جواب دادن سلام واجب است، كارى كسانىكه از جهاد فرار مىكنند بهجايى مىرسد كه پيغمبر معصوم جواب سلام آنان را نمىدهد، نه تنها جواب سلام آنان را نداد، كه صورت مبارك خود را نيز از آنان برگردانيد، وقتى مسلمانان متوجه اين موضوع شدند همه صورتهاىشان را از اين سه نفر گردانيدند، هيچكس با اين سه نفر حرف نزد.
قرآن مجيد مىفرمايد: «وَ عَلَى الثَّلاثَةِ الَّذِينَ خُلِّفُوا حَتَّى إِذا ضاقَتْ عَلَيْهِمُ الْأَرْضُ بِما رَحُبَتْ وَ ضاقَتْ عَلَيْهِمْ أَنْفُسُهُمْ وَ ظَنُّوا أَنْ لا مَلْجَأَ مِنَ اللَّهِ إِلَّا إِلَيْهِ ثُمَّ تابَ عَلَيْهِمْ لِيَتُوبُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ»[١] آنقدر مسلمانان با اين سه نفر متخلّف سختگيرى كردند كه زمين با تمام بزرگىاش براى آنان تنگ گرديد. زنهاى آن سه نفر نيز نزد پيغمبراكرم (ص) مشرف شدند و گفتند: يا رسول الله، وظيفه ما در قبال شوهران ما چيست؟ حضرت (ص) فرمود: نگذاريد آنان به شما نزديك شوند؛ ولى با آنان مىتوانيد حرف بزنيد، زنهاى آنان نيز با شوهرانشان مقاطعه نمودند، سرانجام آن سه نفر ديدند كه زندگى با اين وضع مشكل است، روى آوردند بهسوى خدا، توبه كردند، گريه كردند، خوب دقت كنيد، من مىخواهم اين موضوع بر ما و شما تأثير بگذارد، منظور من سخنرانى نيست و نه من سخنران هستم، مىخواهم از اين داستان عبرت بگيريم.
[١] - توبه/ آيه ١١٨