برگى ديگر از فعاليتهاى احزاب جهادى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٢٥ - ايثار و فداكارى مجاهدين
پيشنهاد دوم من اين است، اگر نمىخواهيد از اموال شخصى خود براى مهاجرين بدهيد، بگذاريد، من تمام غنايم را بين آنان تقسيم كنم. انصار در جواب گفتند: يارسول الله، ما هردوى آن را قبول مىكنيم، غنايم جنگى را بدون اينكه ما چيزى را از آن برداريم، بين مهاجرين تقسيم كنيد، وقتىكه در مدينه رفتيم در مال خود نيز آنان را شريك مىسازيم. بعد اين آيه مباركه براى پيغمبر مكرم اسلام (ص) نازل گرديدكه: «وَ يُؤْثِرُونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ» مسلمانان صدر اسلام تا اين اندازه به همديگر محبت و شفقت داشتند.
در تاريخ نوشتهاند كه در جنگ" احد" هفت يا سه نفر زخمى در زمين افتاده و همهى آنان تشنه بودند، يكمقدار آب كه براى يك نفر كفايت مىكرد پيدا شد، راوى مىگويد: من آب را بردم نزد يكى از زخمىها كه در حال مرگ بود، گفتم: بنوش، گفت: بده به آن برادرم كه از من تشنه تر است، بردم براى دومى، او اشاره كرد كه به سومى بدهم كه تشنهتر از او مىباشد، همينگونه آب را يكى به ديگرى سفارش مىكرد تا رسيد به نفر آخر! اوگفت: اين آب را براى همان نفر اول ببر كه او از همه تشنهتر است، وقتى براى نفر اول آب را بردم، ديدم جان را به جان آفرين تسليم نموده است، روى خود را بهطرف ديگران برداشتم ديدم كه همه جانهاى خود را به حق تسليم كردهاند. مىبينيد؟! اين چنين مجاهد مردانى بودند كه به اسلام عظمت بخشيدند، آنان بودند كه با ايثار و فداكارى قرآن را براى بشريت بعد از خودشان عرضه داشتند و اكنون نوبت ما و شما است كه راه آنان را ادامه دهيم.
در روايتى آمده است، روزى فاطمه زهرا سلام الله عليها، به شوهرش على (ع) گفت: يا على! برو نزد پدرم بگو كه در حانه چيزى نداريم و قدرى براىما كمك نماييد، على (ع) آمد نزد پيغمبر گفت: يا رسول الله (ص) فاطمه مىگويد: در خانه هيچ چيز پيدا نمىشود، چيزى را به ما كمك كنيد، پيغمبراكرم (ص) يك دينار را به على (ع) داد و على از نزد آنحضرت (ص)