برگى ديگر از فعاليتهاى احزاب جهادى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٩٩ - اتحاد مسلمانان
در مناطقىكه شيعه اكثريت داشتند آنان چنين حالتى را نداشتند؛ ولى گاهى آنان مورد حملات مسلحانه قرار مىگرفتند و از همه سفاكتر (عبدالرحمن) از پادشاهان اين كشور بوده است و مناطق آنان تا امروز فاقد هرگونه ترقى علمى، فرهنگى و اقتصادى مىباشد.
من وقتى از حوزه علميه نجف اشرف، به مقصد الرأس خود ولايت قندهار برگشتم تا حدودى با علماى اهل سنت ارتباط برقرار نمودم و سپس حسينيه عمومى آن شهر و مسجد جامع آنجا را بهكمك مالى مردم بنا نمودم و در مجالس از دولت و تجّار اهل سنت دعوت مىنمودم و آنچه در مورد شيعه و اهل بيت عليهم السلام صحبت مىكردم از كتابهاى خود آنان بود، ألفتى بهوجود آمد و سپس چندين مسجد ديگر در جاهاى مختلف شهر و در ولايات همجوارما (هلمند) بنا شد و حسينيه بزرگى در (گرشك) و مسجد بزرگى در (لشكرگاه) مورد استفاده قرار گرفت و كتابهايى را در حمايت از اسلام عليه ماركسيسم و نيز در توضيح فرهنگ شيعه نوشتم.
در دوران جهاد شيعه و سنى مشتركاً عليه تجاوز شوروى سابق شركت كردند و بدين وسيله تعارف وسيعتر و بيشترى بين شيعه و سنى بهوجود آمد و سوء توهمات شديداً كاهش يافت. پس از پيروزى جهاد در شوراى رهبرى، من و بعد يكتن ديگر، شركت كرديم و در كابينه، شيعيان حضور بيشترى يافتند و فرهنگ شيعه در تلويزيون و راديو پخش شد.
در دوره پيروزى طالبان،[١] مصيبتهاى دوره (عبدالرحمن خان) در چند منطقه كشور تجديد شد و پس از اقامه نظام جديد، وضع سياسى مردم شيعه بهتر و تفاهم بين اهل سنت و شيعه قوىتر گرديد وكارهاى صورت گرفت كه به بهبودى روابط شيعه و سنى كمك نمود كه ذكر بعضى از آنها در اينجا لازم بهنظر مىرسد.
[١] - البته توسط بعضى از افراطىها، نه همهى طالبان