برگى ديگر از فعاليتهاى احزاب جهادى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٩٠ - احوال شخصيه شيعه
افغانستان اقليت بوديم، نه اقليت ناچيز! ما چند ميليون هستيم، پدرانما، آبا و اجدادما در همين كشور خدمت كردهاند، مردم شيعه هيچ وقت با دشمنان دين و كشورشان كنار نيامدند، كمونيستها خيلى علاقه داشتند، تا شيعيان را از سنىها جدا كنند، براى من دو نامه از كمونيستها آمد، كه يكى از آنها از طرف" نجيب" بود، اگر آن نامه اكنون مىبود، شما مىديديد كه با چه القابى از من ياد كرده بود و چه دروغهاى براى من درست كرده بود.
نوشته بود شما از كوچكى ضد استعمار بوديد، بياييد با ما يكجا شويد، در هرجايىكه شما بگوييد ما با شما صحبت مىكنيم، هر پيشنهادىكه داشته باشيد ما با شما گفتگو مىكنيم، كمونيستها زياد تلاش كردند كه مرا قانع كنند؛ ولى من اصلًا جواب نامه آنان را هم ننوشتم؛ با خود گفتم «هيهات» كه ما با شما يكجا شويم! ما مىخواهيم هرچه زودتر روسها از افغانستان خارج شوند.
ما هيچ وقت و با هيچكسى حاضر به معامله نشديم، ما اكنون در جاجىكه حتى يك خانه از مردم شيعه در آنجا وجود ندارد، عليه روسها جهاد كرديم، ما افتخار داريم كه در آنجا شهدايى را تقديم اسلام كرديم و مزار شهداى (حركت اسلامى) در منطقه جاجى موجود است، يك منطقه توسط روسها محاصره شده بود، مجاهدين (حركت اسلامى) رفتند با روسها جنگيدند، حلقه محاصره را شكستاندند و برادران سنى خود را از چنگ دشمن نجات دادند، ما در همهجا حضور داشتيم رسميت مذهب و احوال شخصيه، حق مسلم شيعيان افغانستان است و بايد رسمى مىشد.
اين موضوع تنها به افغانستان مربوط نمىشود، احوال شخصيه شيعه، در كشورهاى مانند كويت، بحرين، عراق، لبنان و حتى در سعودى به رسميت شناخته شده است؛ لذا اينها براى ما كم بود و به ارگانهاى دولت مراجعه شد، به شخص رئيس دولت مراجعه شد، سرانجام يك ذيل هم به اين ماده اضافه گرديد كه: در ساير دعاوى نيز اگر در قانون اساسى