شادى و شادكامى از ديدگاه اسلام - خطيب، سيد مهدى - الصفحة ٧٣ - ١ مؤلفههاى هيجان
١. مؤلّفههاى هيجان
هر هيجان شديد، حدّ اقل شش مؤلّفه دارد:
اوّلين مؤلّفه كه غالباً آن را در مىيابيم و مىشناسيم، تجربه شخصى هيجان است؛ يعنى حالات خُلقى يا احساسى كه با هيجان همراهاند.
واكنشهاى جسمانى، دومين مؤلّفه هيجان محسوب مىشوند. براى مثال، وقتى خشمگين مىشويد، ممكن است بى آن كه بخواهيد، بدنتان بلرزد يا صدايتان را بلند كنيد.
سومين مؤلّفه، مجموعه افكار و باورهايى است كه با هر هيجان معين، همراه هستند و ظاهراً به طور خودكار، در ذهن پيدا مىشوند. براى مثال، احساس شادى، غالباً همراه با انديشيدن در باره علل آن است (موفّق شدم. توانستم به دانشگاه، راه بيابم).
چهارمين مؤلّفه تجربه هيجانى، تغيير جلوه چهره است. براى مثال، وقتى حالت انزجار به شما دست دهد، احتمالًا در حالى كه دهان، باز و پلكها، نيمه بسته است، اخم مىكنيد.
پنجمين مؤلّفه، واكنشهاى كلّى به هيجان است. هيجان منفى، ممكن است كه ديدِ شما را نسبت به جهان، تيره كند.
ششمين مؤلّفه، پيدايش تمايل در دست زدن به اعمالى همسو با آن هيجان است؛ يعنى سلسله رفتارهايى كه هنگام تجربه هيجانى رُخ مىدهند. براى نمونه، خشم، ممكن است كه به پرخاشگرى منجر شود. هر يك از اين مؤلّفهها، به تنهايى گوياى حالت هيجانى نيست؛ بلكه تركيبى از همه آنهاست كه هيجان معينى را به وجود مىآورد. علاوه بر اين، هر يك از اين مؤلّفهها، ممكن است بر ديگر مؤلّفهها تأثير بگذارند. با وجود اين، هيجان، وضعيت پيچيدهاى در پاسخ به تجربههاى داراى بارِ احساسى است.[١]
[١]. زمينه روانشناسى هيلگارد، ص ٣٩٧.