شادى و شادكامى از ديدگاه اسلام - خطيب، سيد مهدى - الصفحة ١٣٤ - ٣ محروميت از مواهب دنيا
٢. تن به كار ندادن
كار، زيربناى امور اقتصادى است. رشد اقتصادى، در سايه تلاش و كار، امكانپذير است؛ امّا اگر كار و تلاش، تحت الشعاع سستى و تنبلى قرار گيرد، ديگر اجتماع، تن به كار نمىدهد و شاخصهاى كار و تلاش و توليد، نزول مىيابند. امام كاظم (ع)، در حديثى به اين نكته اشاره كرده و فرموده است:
إيّاك و الكسل و الضجر. فإنّك إن كسلت لم تعمل.[١]
زنهار از سستى و بىحوصلگى؛ زيرا اگر سستى بورزى، كارى انجام نمىشود.
٣. محروميت از مواهب دنيا
يكى از پيامدهاى سستى، نرسيدن به خير در دنياست كه ريشه اقتصادى دارد. هر گاه انسان در مواجهه با مسائلى كه معيشتِ دنياى او را تأمين يا تكميل مىكند، دچار سستى و كسالت شود، ديگر در دنياى كار و تلاش، روى خير و سعادت را نخواهد ديد. امام باقر (ع) مىفرمايد:
لا خير فى الكسل ... إذا كسل عمّا يصلحه بمعيشة دنياه فليس فيه خير لأمر دنياه.[٢]
در سستى [و تنبلى]، خيرى نيست ...؛ زيرا اگر كسى در اصلاح معيشت دنيايش تنبلى ورزد، در كار دنيايش به خيرى نمىرسد.
[١]. الكافى، ج ٥، ص ٨٥، ح ٥.
[٢]. تنبيه الخواطر، ج ١، ص ٣٠٣.