شادى و شادكامى از ديدگاه اسلام - خطيب، سيد مهدى - الصفحة ١١٥ - ٤«كسل» و«توانى»
به راحتى مىتوان پيدا نمود؛ امّا آنچه باعث شده كه به دنبال رابطه اين دو باشيم، احاديثى هستند كه توانى را مقدّمه كَسَل مىدانند. از اين رو، توانى را هم مىتوان به جمع مفاهيم مرتبط، افزود.
ابن فارِس، «توانى» را به ضعف و سختى حمل كرده است:
ونى، يدلّ على ضعف و الوانى: الضعيف والونى: التعب.[١]
خليل، ابن اثير و ابن منظور، در آوردن معناى سستى براى «توانى»، مشترك هستند:
الوانى: الفترة فى العمل و منه التوانى.[٢]
ونى: إذا فتر و قصّر.[٣]
الونا: الفترة فى الأعمال و الأمور و التوانى و الونا: ضعف البدن.[٤]
طُرَيحى هم با استفاده از معانىاى كه متقدّمان علم لغت آوردهاند، مقدارى به معنا بسط داده و آن را به رفق (مدارا) و مهلت دادن و عجله نورزيدن، تعريف كرده است:
توانى فى الأمر: ترفّق و تمهّل فيه و لم يعجّل.[٥]
مادّه «ونى»، به طور مطلق بر فترة، ضعف، تعب، قصور، رفق و عجله نورزيدن، دلالت دارد.
دو ويژگى مشترك اين معانى، ضعف وسستى است. كاربردهاى لغوى اين مادّه، در كلام ابن منظور، اين گونه آمده است كه عرب، به نسيمى
[١]. معجم مقاييس اللغة، ص ١١٠٦.
[٢]. العين، ج ٨، ص ٤٠٢.
[٣]. النهاية، ج ٥، ص ٢٠٠.
[٤]. لسان العرب، ج ١٥، ص ٤١٥.
[٥]. مجمع البحرين، ج ١، ص ٤٦٥.