شادى و شادكامى از ديدگاه اسلام - خطيب، سيد مهدى - الصفحة ١٣٣ - ١ فقر
ج. پيامدهاى اقتصادى
برخى احاديث، پيامدهاى اقتصادى سستى و اهمالكارى را مطرح نمودهاند. بررسى اين احاديث، نشان مىدهد كه اين مجموعه، خود، داراى زيرمجموعههايى است كه مورد بررسى قرار مىگيرد.
١. فقر
انسانى كه سستى و تنبلى، وجود او را فرا گرفته و عجز و ناتوانى در حلّ مشكلات، گريبانگير او شده است، دچار فقر خواهد شد. امام على (ع)، فقر را معلول پيوند دو عامل سستى و ناتوانى مىداند. آن حضرت مىفرمايد:
إِنَّ الْأَشْياءَ لَمَّا ازْدَوَجَتْ ازْدَوَجَ الْكسَلُ وَ الْعَجْزُ فَنُتِجَا بَينَهُمَا الْفَقْرَ.[١]
آن گاه كه اشيا با يكديگر جفت شوند، سستى و ناتوانى به هم پيوند مىخورند و از آنها، فقر متولّد مىشود.
در حديثى ديگر، رسول گرامى اسلام، فقر را معلول پيوند دو عامل سستى و كوتاهى در انجام كار مىداند:
خلق الله عزوجل التوانى و الكسل، فزوّجهما، فولد بينهما الفاقة.[٢]
خداوند عزوجل، كوتاهى كردن و سستى را آفريد، سپس آنها را با هم پيوند داد و از آن دو، فقر متولّد شد.
آن چنان كه ملاحظه شد، سستى، عامل ثابت در هر دو حديث است كه فقر به بار مىآورد.
[١]. همان، ح ٨.
[٢]. الفردوس، ج ٢، ص ١٨٨، ح ٢٩٤٠.