شادى و شادكامى از ديدگاه اسلام - خطيب، سيد مهدى - الصفحة ٦٨ - الف نشاط، از منظر لغتشناسان
النشاط: ضدّ الكسل يكون فى الإنسان والدابه.[١]
سبُكى و سرعت هم معنايى است كه طريحى بدان اشاره نموده است:
نشط فى عمله: خف و أسرع.[٢]
مصاديق و كاربردهاى ذكر شده براى نشاط در كتب لغت نيز مىتواند در شناخت مفهوم، تأثيرگذار باشد. خليل معتقد است: مادّه نشط، آنگاه كه به صورت اسم فاعل، محلّا به الف و لام باشد، به معناى گاو وحشىاى است كه به اين طرف و آن طرف مىرود:
الناشط: إسم للثور الوحشى وهو الخارج من أرض إلى أرض.[٣]
ابن منظور هم كاربردهاى متعددى براى نشاط آورده است، همانند خارج شدن از مسير اصلى، آنگاه كه نشط با طريق به كار برده شود:
نشط الطريق: خرج من الطريق الأعظم يمنه أو يسره.
و نشط الدابه، به حيوان فربه گفته مىشود:
نشط الدابّة: سمن.
وى مىافزايد عرب، به باز شدن ريسمان، آن گاه كه كشيده شود، اصطلاحاً «إنشطت الحبل» مىگويد:
إنشطت الحبل: مددتها حتّى ينحل.[٤]
و به حالتى كه دلَو از داخل چاه كشيده شود، «نشط» اطلاق مىگردد:
نَشط الدلو من البئر: نزعها و جذبها.
[١]. لسان العرب، ج ٧، ص ٤١٣.
[٢]. مجمع البحرين، ج ٤، ص ٢٧٦.
[٣]. العين، ج ٦، ص ٢٣٧.
[٤]. لسان العرب، ج ٧، ص ٤١٣.