شادى و شادكامى از ديدگاه اسلام - خطيب، سيد مهدى - الصفحة ١١٨ - نسبتسنجى
٦. «كسل» و «مَلَل»
ارتباط معنايى نزديك بين «مَلَل» و «سِئَم» و ارتباط اين دو با «كَسَل» در پژوهشهاى لغوى، باعث شد تا اين دو واژه نيز مورد بررسى قرار گيرند.
اعراض، سِئَم، ضَجَر، فتور و برم، معانىاى هستند كه براى واژه مَلَل، در كتب لغت، آورده شده است؛ امّا نقطه اشتراك آن، در لغت و حديث، شاخصه كثرت است. به رابطه زير، دقّت كنيد:
اعراض--- ملال--- كثرت
خليل، ملال را ملول شدن از چيزى و روىگردانى از آن مىداند:
الملل و الملال: أن تمل شيئاً و تعرض عنه.[١]
راغب، معتقد است: به سستىاى كه به واسطه بسيار انجام دادن چيزى بر انسان عارض شود و به خستگى و درماندگى انجامد، ملال مىگويند. وى، ملال را با اعراض و ضَجر، يكى دانسته است:
الملال: فتور يعرض للإنسان من كثرة مزاولة شىء فيوجب الكلال، مللت الشىء: أعرضت عنه أى ضجرت.[٢]
نتيجه آنكه ملال، بىحوصلگى، سستى و بىحالىاى است كه به واسطه زيادهروى در ابعاد مختلف زندگى، صورت مىپذيرد».
نسبتسنجى
ويژگى مشترك كثرت براى مفاهيم مورد نظر را به آسانى در احاديث نيز مىتوان به عنوان شاخص، پيدا نمود. توجّه به سه حديث زير از امام
[١]. العين، ج ٨، ص ٣٢٤.
[٢]. مفردات ألفاظ القرآن، ج ٤، ص ٢٤١.