شادى و شادكامى از ديدگاه اسلام - خطيب، سيد مهدى - الصفحة ٦٧ - الف نشاط، از منظر لغتشناسان
دو. كلّيات
الف. نشاط، از منظر لغتشناسان
اوّلين گام در مفهومشناسى، ارائه ديدگاه لغتشناسان است. لغتشناسان، براى اين واژه در كتابهاى لغت، معانى متعدّدى آوردهاند. «حركت»، «تفتُّح»، «طيب النفس للعمل»، «حلّالعقدة»، «خف»، «أسرع» و «ضدّ الكسل»، از جمله معانىاى است كه براى نشاط، آورده شده است.
خليل مىگويد كه «نشط»، آرامش خاطر براى انجام دادن كارهاست:
نشط الإنسان: طيب النفس للعمل ونحوه.[١]
ابن فارِس هم نشاط را چيزى مىداند كه در خود، حركت و اهتراز و گشايش، داشته باشد:
نشط: أصل صحيح يدلّ على اهتزاز وحركة. النشاط: وهو لما فيه من الحركة والاهتزاز و التفتّح.[٢]
ابن اثير، مادّه «نشط» را، آن گاه كه در دو باب مختلف به كار گرفته شود، داراى دو معناى متناقض (گره خوردن و گِره گشودن) مىداند و مىگويد:
نشطت العقدة: إذا عقدتها و أنشطتها و أنتشطتها: إذا حلّلتها.[٣]
و ابن منظور، بيشتر با استفاده از معانى روايى، دست به تعريف زده است و به گونهاى ماهيت آن را مشخّص كرده و آورده كه نشاط، نقطه مقابل كسل است.
[١]. العين، ج ٦، ص ٢٣٧.
[٢]. معجم مقاييس اللّغة، ص ١٠٢٦.
[٣]. النهاية، ج ٥، ص ٤٩.