شادى و شادكامى از ديدگاه اسلام - خطيب، سيد مهدى - الصفحة ٣٦ - الف ثروت
ابتدايى، ضرورى و عمومى زندگى انسان است كه از آن، به ثروت، تعبير مىشود.[١] بخش دوم، مالاندوزىهاى فراتر از آن است كه با ثروت، رابطهاى تنگاتنگ دارد. هر يك از ايندو، در ارتباط با شادى و خشنودى، داراى آثارى است. در حديثى از امام صادق (ع) آمده است كه خداوند متعال به موسى (ع) چنين وحى نمود:
يا مُوسَى! لا تَفْرَحْ بِكثْرَةِ الْمالِ وَ لا تَدَعْ ذِكرِى عَلَى كلِّ حَالٍ فَإِنَّ كثْرَةَ الْمالِ تُنْسِى الذُّنُوبَ وَ إِنَّ تَرْك ذِكرِى يقْسِى الْقُلُوبَ.[٢]
اى موسى! به ثروت بسيار، خشنود مشو و در هيچ حالتى، ياد مرا ترك مكن؛ زيرا ثروت بسيار، گناهان را از ياد انسان مىبرد و به ياد من نبودن، موجب سنگْدلى مىشود.
در سوره قصص، دليل ستمكارى قارون، داشتن ثروت فراوان، ذكر شده است. اين ثروتاندوزى، باعث شد كه قارون، مسير و هدف زندگى خود را گم كند:
إِنَّ قارُونَ كانَ مِنْ قَوْمِ مُوسى فَبَغى عَلَيْهِمْ وَ آتَيْناهُ مِنَ الْكُنُوزِ ما إِنَّ مَفاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِي الْقُوَّةِ إِذْ قالَ لَهُ قَوْمُهُ لا تَفْرَحْ إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْفَرِحِينَ.[٣]
قارون، از قوم موسى بود. پس بر آنان، ستم كرد. آن قدر از گنجينهها به او داده بوديم كه] حمل] كليدهاى آنها بر گروه نيرومندى، سنگين مىآمد، آن گاه كه قومش بدو گفتند: شادى مكن كه خدا، شادىكنندگان را دوست نمىدارد.
[١]. براى توضيح بيشتر، ر. ك:« سعادت و شادكامى از ديدگاه اسلام»، حمزه عبدى.
[٢]. الكافى، ج ٢، ص ٩٧٤.
[٣]. سوره قصص، آيه ٧٦.